تبلیغات
راز زیبای زندگی
راز زیبای زندگی
شنبه 29 اسفند 1388

از فصل ها بیاموزیم

شنبه 29 اسفند 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه فصل هایی این چنین زیبا آفرید


سلام...سلام به دوستان گلم
امروز آخرین پست سال 1388 رو براتون میذارم
امیدوارم سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشین و سالی پر موفقیت منتظر شما باشه
دوستان عزیزم بیایم از گذشت فصل ها درس بگیریم
بیاییم از بهار درس بگیریم،درس بگیریم كه میشه از دل هیچ چیز همه چیز رو پدید بیاریم
می تونیم از خشكی درختان،درختی سرسبز خلق كنیم
می تونیم سفید رو به سبز تبدیل كنیم
از تابستون یاد بگیریم
كه ما تلاش كنیم و منتظر دریافت نتیجه باشیم
اگه تلاش كنیم و نا امید باشیم هیچ وقت نتیجه مطلوب نمی بینیم
از برگ های پاییزی یاد بگیرم
یك برگ پاییزی وقتی از شاخه جدا میشه داره به سمت مرگ خودش می ره
اما چطوری میره؟رقص كنان
از این برگ یاد بگیریم كه حتی میشه با رقص به پیشواز مرگ رفت
از زمستون یاد بگیریم
زمستون دونه دونه مرواریدش رو به همه تقدیم میكنه
چه فقیر چه غنی چه زشت چه خوشگل چه خوب چه بد
براش فرقی نداره اون تمام دونه های مرواریدش رو روی سر همه می پاشه

دنیا بزرگترین و كامل ترین كلاس درسه

سال نو پیشاپیش مبارك

با بنفش نوشت كه به رنگ سال هم احترام گذاشته باشم




دوشنبه 17 اسفند 1388

ادامه مطلب قبلی

دوشنبه 17 اسفند 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه هر چیزی را كه می دهد نعمت است و هر چه را نمی دهد حكمت



سلام...سلام به همه دوستان عزیز

امیدوارم كه خوبه خوب باشین

كیك به اندازه كافی بود؟به همه رسید؟خوشمزه بود؟

امید وارم كه همین طور بوده باشه

بدون فوت وقت می ریم دنباله بحث رو پیش می گیریم

دوستای گلم مطلب رو تا اونجا ادامه دادم كه ما باید از شكست ها درس بگیریم

یا بهتره به قول نسرین عزیز به جای شكست بگیم تجربه

دوستان گلم یه مثالی رو بیایم بررسی كنیم

فكر كنید آقا پسر یا دختر خانمی تو عشق شكست بخوره(البته منظورم عشق واقعیه نه هر

وابستگی كه ما خودمون اسمش رو عشق میذاریم) امید وارم این بلا سر هیچ كسی نیاد واقعا

درد بدیه

این جور وقت ها ما چی كار می كنیم؟

ببینید یه رابطه كات شده به طور كامل

بله یه رابطه قشنگ بوده پاك بوده عاشقانه بوده صمیمی بوده همه این ها درست

من خودم هم به عشق احترام میذارم و واقعا به عشق معتقدم

و می خوام واقعا مزه این موهبت الهی رو بچشم حالا بگذریم

ببینید یك رابطه كات شده

خوب خیلی ناراحت كنندس خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد

اما چی كار می شه كرد؟با اشك ریختن كار درست می شه؟با محسن چاووشی گوش دادن

طرف بر میگرده؟

با این كه بی حوصله باشیم رابطه از سر گرفته میشه؟با این كه تو یه اتاق تاریك بشینیم و زانوی

غم بغل بگیریم جدایی تموم میشه؟......و جواب یك كلمه است........نه

خوب سختیشو قبول دارم اما ما باید به فكر چاره باشیم

ما باید اینجا به خودمون بگیم من كه تمام تلاشم رو كردم.....اون هم تلاشش رو كرد یا

نكرد...فرق نداره

حالا از هم جداییم....خوب با گریه كردن من فقط دارم افكار منفی رو پرورش میدیم من با غصه

خوردن دارم به كائنات اعلام می كنم كه من غم و غصه می خوام...دوستان عزیزم هر فكری

فركانس خودشو داره و هم فركانساشو جذب میكنه خوب فكر منفی...فكر منفی رو جذب می

كنه و اون همه ارتعاش منفی خوب نتیجه ای جز یك اتفاق منفی نداره....دوستان گلم باید بعد

معنوی خودمون رو قوی كنیم ببینید خیلی جاها خوردیم زمین كی بلندمون

كرده؟......................خدا

بسپریم به دست اون بگیم خدایا تو مصلحت من رو بهتر می دونی به تو میسپارم

میدونید مثل چیه؟مثلا شما میرین دكتر دكتر بهتون می گه باید آمپول بزنی

شما اصرار میكنی كه من آمپول نمی خوام

دكتر میگه آمپول لازمه شما میگین نه آقای دكتر من می ترسم

دكتر:ترسی نداره عزیزم شما:دكتر جون با قرص و كپسول درمون كن

دكتر:من كه می گم آمپول لازمه اما حالا كه اصرار می كنین باشه

نتیجه:خوب كه نمی شین هیچی....یه مدت طولانی طول می كشه كه شما دارو هاتون رو

مصرف كنین

بعدشم می بینید كپسول ها ضعیفتون كرده و بهتون آسیب هم رسونده مریضی هم خوب

نشده دوباره باید هزینه كنین برین بگین :دكتر شرمنده همون آمپول رو بده

وقتی یه چیزی از ما گرفته میشه خدا مصلحتی دونسته بسپریم به خودش

اگه صلاح بدونه دوباره بهمون بر می گردونه اگرم به ضررمون باشه كه نه بر نمی گردونه

حالا اگه ما بیایم اصرار كنیم خدایا برش گردون خدا میگه:نه عزیزم این برات خوب نیست

شما:خدایا من بدون اون نمی تونم خدا:من باهات هستم عزیزم تنها نمی شی شما :خدایا

باید اشك بریزم؟ خدا:عزیزم من نمی خوام اشك تو رو ببینم شما:خدایا و ..... گریه خدا:عزیزم با

این كه می دونم ضرر می كنی اما بیا بگیر چون نمی خوام اشك تو رو ببینم....و بعدش ضرره

شما

پس ما باید تو این مواقع چی كار كنیم؟

1-شروع با توكل به خدا

2-انجام كارهای ضروری برای حفظ اون چیز وعلاقه داشتن

3-سپردن آخر كار رو به خدا به این شكل:خدایا من این خانم این آقا این ماشین این خونه این

بچه این دوست و غیره رو واقعا دوست دارم و می خامش و از این جا علاوه بر وظایف خدو بقیه رو

می سپارم به شما هرچی صلاحمه بیار واسم

4-برای هر موفقیتی شكرگزاری

5-اگر شد باز هم شكر

6-اگر نشد :خدایا من خیلی دوست دارم این خانم آقا خونه و غیره رو داشته باشم اما الان كه

نیست حتما صلاحه تو بوده اگه صلاح دونستی بهم برگردون و گرنه راضیم به رضای تو

7-خاطرات داشتن اون چیز رو مقدس بشمارین و محترم

تا پست بعد خدا نگهدار




جمعه 7 اسفند 1388

عذر خواهی مجدد و مطلب جدید قسمت1

جمعه 7 اسفند 1388

نوع مطلب :

به  نام خدایی كه هیچ گاه ما را تنها نمی گذارد

سلام...سلام به همه شما

هر چی بهم بگین حق دارین آقا حق دارین

از الآن به بعد مثل سابق در خدمتتونم تاخیر اولیه به خاطر دفاع پروژم بود بعد

طول كشیدن زیاد درسم(بیش از حد طول كشید ها) بالاخره مهندس شدم

اینم كیك مهندسی فقط كاری كنین به همه برسه


(البته این دختره من پسرم)

 ادامه تاخیر به مهندس

مربوط نبود به حافظه مهندس مربوط بود من پسورد وبلاگم رو گم كردم ای بابا

حالا هر چی فكر می كنم یادم نمی آد اومدم به میهن بلاگ اطلاع بدم دیدم

اوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه  ه من ای میل برای پسورد ندادم یعنی ای میل دادم اما

تایید رو نزدم گفتم هیچی دیگه

یادم اومد كه  تو یه برگه نوشته بودم اون رو هم پیدا نكردم از دوستم پرسیدم

برگه یادداشت منو ندیدی گفت تو كشو بالایی خوشحال در كشو رو باز كردم

دیدم ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا  اینجام نیست بهش گفتم كشو كه خالیه گفت آها یادم

رفت بگم كشو رو دیروز باز كردم دیدم خیلی شلوغه گفتم بزار كاغذ باطله ها

رو بریزم احتمالا اونم اون تو بوده......بله

یهو با خودم گفتم ا  تو كه قانون جذب رو می شناسی ازش كمك بگیر با خودم

گفتم چه جوری به كائنات گفتم بیا و با هم پیداش كنیم من پسورد رو از تو می

خوام تا جمعه....كائنات گفت چشم سرورم

اومدم گفتم خوب پسورد كه تا جمعه پیدا می شه بیام مطلبمو تو ورد

بنویسم(این ها رو الان دارم می نویسم مطلب رو قبلا نوشتم)

اومدم پای كامپیوتر شروع كردم به فكر كردن گفتم خوب یه چند تا عددش

یادمه اما چند تا از اعداد دیگه و حروفش یادم نیست اومدم اعداد تو نوت پد

نوشتم شروع كردم به فكر كردن شاید 20-25 تا پسورد نوشتم اما خسته

نشدم بازم نوشتم از تو عبارت هایی كه نوشته بودم حروف و اعداد آشنا انگار

خودشون رو به من نشون می دادن بدون اینكه پسورد جدید رو بنویسم تو ورد

كه بعدا امتحان كنم سریع اومدم تو سایت میهن بلاگ  و با ایمان كامل پسورد

حدسی جدید رو نوشتم و رفتم تو كامپیوتر تا مطلب رو گیر بیارم باورم نمی

شد وقتی دیدم صفحه مدیریت وبلاگ جلوی من باز شده

خوب بریم سر اصل مطلب

چقدر برای هدفتون تلاش می كنین؟چقدر اهدافتون براتون مهمه؟آیا از

نرسیدن به اهدافتون ناراحت می شین؟

اصل اساسی در رسیدن به هدف:تمرین و پشتكار

شما مطمئنا از 1 سالگی خودتون یادتون نمی آد خوب منم یادم نمی آد اما

حتما تو خونواده ، فامیل ، آشنا بچه 1 ساله دیدین

بچه بعد از این كه واحد سینه خیز و 4 دست و پایی رو گذروند هدفش پاس

كردن واحد عملی راه رفتنه

تا بلند می شه میفته...چی كار می كنه؟دوباره بلند میشه چه اتفاقی

میفته؟باز میفته باز بلند می شه باز میفته اما باز بلند می شه
3
-4 روز اول فقط بلند می شه می خوره زمین بلند می خوره   زمین اما نه اخم

می كنه نه گریه باز بلند می شه اما باز میفته

اما تلاش خودش رو متوقف نمی كنهبعد یه مدت یه قدم لرزون بر می داره و

بعدش؟؟؟؟؟؟می خوره زمین یه قدم لرزون باز افتادن تا این كه بالاخره موفق

می شه.....واقعا اراده بچه ها از ما بیشتره

حالا ما چی؟می ریم تو یه بیزینس...به علت نداشتن تجربه،نامردی شریك و

هزار دلیل می خوریم زمین تا یه یك سالی كه هیچی می شیم برج زهر مار و

بی كار و ول می چرخیم بعد یه سال تصمیم می گیریم بریم سر كار بهمون

می گن خوب برو سر كار قبلیت...جواب:برو بابااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اون كار

همش ضرره همون یه دفعه بس بو آقاجون اگه خوبه چرا خودت نمی ری؟؟؟

چی شده؟چی شده؟یه بار خوردی زمین تازه یه بار اون بچه چند بار؟خوب تازه

این زمین خوردن نیست تو تجربه پیدا كردی

این سری با دقت بری توش مطمئنا موفق می شی در ثانی شما كه می گی

این كار توش پول نداره پس چرا خیلی ها توش موفقند؟ یا میبینی طرف از

همسرش جدا شده بهش می گی یه آقای خوب ،خوش اخلاق ،تحصیل كرده

مودب می خواد با شما ازدواج كنه:::::::::< جواب:برو بابا از اولی چه خیری

دیدم كه از این بخوام ببینم؟بعدشم آقا بالا سر نمی خوام می خوام آزاد

باشم...خوب چی می شه؟دنیا می گه فرمانبردارم سرورم كسانی رو میاره تو

زندگیت كه آقا بالا سر تو باشن...چرا ازدواج نكنی؟ازدواج كن ولی با چشم باز

تر و از تجربه قبلی خودتم استفاده كن میشینی یه گوشه آهنگ غمگین گوش

می دی همش می گی چقد بدبختم دنیا هم برات بد بختی میاره......این

مطلب واسه خودم جالبه اما چون طولانیه ادامش رو روز سه شنبه می ذارم

در پایان..دوست عزیزی از من كمك خواسته من ای میلش رو تازه دیروز دیدم

اگه هنوز هم به سایت می آد من براش میل گذاشتم و همه جوره كمكش

می كنم

تا سه شنبه

خدا نگهدار


"آنقدر شكست خوردم تا شكست دادن را یاد گرفتم" ناپلئون بناپارت




دوشنبه 19 بهمن 1388

عذر خواهی+مطلب جدید

دوشنبه 19 بهمن 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه انسان را با قوه تخیل آفرید

سلام سلام به همه
خوبین دوستای گل من؟
واقعا شرمندم واقعا شرمندم
دلم برای همتون یه ذره شده بود به خدا قسم
اما در گیر پروژه بودم به خدا
خیلی شرمندتونم
ممنونم با این كه نبودم سر می زدید
پیغام های همتون رو خوندم
راستی یه خبر خوش كلی دوست جدید پیدا كردم وقتی دیدم نظر گذاشتن خیلی خوشحال شدم
دوست عزیزی نوشته بودن آیا من می خوام كه این راز رو با بفیه در میون بزارم؟
خوب معلومه دوست گلم
اصلا موفقیت من در گرو موفقیت بقیه آدم هاست
حتما سر موقع به پیام تو دوست عزیز پاسخ می دم
چون پس فردا دفاع پروژه دارم هنوز در گیرم
خوب بریم سر موضوع اصلی امروز

موضوع رو با یك سوال شروع می كنم
وقتی شما پشت میز یك رستوران میشینید با خونوادتون وقتی گارسون میاد شما چی میگین بهش؟
منو رو از گارسون میگیرین
پدر می گه من:جوجه كباب رو برای شام انتخاب می كنم و سالاد فصل رو ترجیح می دم و نوشابه مشكی
مادر میگه:من چلو و كباب كوبیده می خوام با سالاد فصل نوشابه نمی خوام چون چاقم میكنه
خواهر میگه:من فقط یه خورده سالاد
داداش كوچیكه میگه :من ماست می خوام با یه نوشابه..............نه 2 تا نوشابه.....نه فقط نوشابه

به یه چیزی دقت كردین؟این 4 دوست عزیز خیلی با اطمینان غذای مورد علاقه خودشون رو انتخاب می كنن
و میگن كه با این مخلفات می خوایم یعنی كلی چیز انتخاب می كنن و مطمئن هستند كه به همش می رسن

ما قرار گذاشتیم همیشه خواسته های خودمون رو با جمله مثبت بگیم

مثلا بگیم خدایا من كلی پول می خوام
من كلی آرامش می خوام
من می خوام زنم فرشته باشه
من می خوام شوهرم وفا دار باشه

این جملات مثبتن بدون هیچ شكی...اما....یه نكته كوچیك

من وقتی بگم من كلی پول می خوام....یعنی من پول ندارم....ودارم با این آرزو، نداشتن پول رو تایید می كنم
كائنات چی می گه بهم؟؟؟؟؟فرمانگذارم سرورم بی پولی

وقتی می گم من آرامش می خوام...یعنی من آرامش ندارم....و روی نداشتنش با این آرزو تاكید می كنم

پس چی باید بگیم؟
خیلی سادست
من آرامش رو انتخاب می كنم....من پول رو انتخاب می كنم....من مرد وفادار رو انتخاب می كنم...من زن فرشته رو انتخاب می كنم......من صلح رو انتخاب میكنم

معنی این جملات اینه كه این ها آمادس و من این ها رو انتخاب می كنم

مثل رستوران می دونم پول دارم این رستورانم جوجه كباب داره

با اطمینان می گم من جوجه كباب رو انتخاب می كنم و می دونم كه نه نمی شنوم

جملات مثبت ما باید تاكید بر روی داشتن باشه نه كه نداشتن

ما فقط داریم با باورمون به روز مرگی خودمون شكل می دیم

یك جریان واقعی رو براتون تعریف می كنم

چند سال پیش در آمریكا یك پسر جوان دانشجو سر كلاس ریاضی خوابش می بره
بیدار كه می شه می بینه همه رفتن و دو تا سوال ریاضی روی تخته نوشته شده
اون با خودش گفت:حتما این دو سوال رو استاد به عنوان تمرین داده تا برای جلسه بعد حل كنیم
دو تا سوال رو یاد داشت می كنه و وقتی كه میاد خونه می شینه تا سوالات رو حل كنه
اما اون دو تا سوال خیلی سخت بوده و اون دانشجو یك هفته وقت می زاره و بالاخره یك دونش رو به زور حل می كنه
وقتی می ره سر كلاس و به استاد نشون می ده استاد از تعجب شاخ می كنه
می دونین چرا؟چون اون دو تا سوال از سوالات حل نشده جهان بوده

می بینید باور چی كار می كنه؟

به این باور برسید كه فقط تو این دنیا غیر ممكن...غیر ممكنه

خیلی ممنون كه سر زدید
دیگه زود زود میام از پس فردا

خدا نگهدار




جمعه 11 دی 1388

گفتگو با خدا

جمعه 11 دی 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه همیشه در همین نزدیكی است

خدایا سلام
آره بازم منم مهرداد
مهردادی كه بدون تو خیلی تنهاست
مهردادی كه همیشه عاشقت بوده
همیشه عاشقت هست
و همیشه عاشقت خواهد بود
مهردادی كه می دونه چقدر دوستش داری
مهردادی كه هر وقت می خوابه نگران نیست
چون می دونه اگه سردش بشه دستای مهربونه تو از اون محافظت می كنه
مهردادی كه نگران تنهایی نیست
چون می دونه تا بگه خدایا
تو این قدر مهربونی كه به دادش می رسی
مهردادی كه همیشه شرمنده تو بوده
مهردادی كه درست شكرگزار تو نبوده
مهردادی كه همیشه اشتباه كرده و تو همیشه بخشیدی
شرمنده ام خدایا شرمنده
متاسفم برای خودم
یادمه هر موقع به مشكلی می خوردم
همه جا می گفتم اه من یك مشكل بزرگ دارم
با این كه همیشه بودی
یادم می رفت بگم من یه خدای بزرگ دارم
شرمنده ام
تا مشكلی پیش میومد با این كه می دونستم از همه توانا تر و مهربون تری
می رفتم پیش بنده هات و طلب كمك می كردم
خدایا شاید سختی های زندگی من لازم بود تا تو رو به این وضوح پیدا كنم
الان دیگه من مشكل ندارم
نگرانی ندارم
ترس ندارم
ناراحتی ندارم
من فقط یك خدای بزرگ دارم
خدایا می خوام یه چیزی بهت بگم
اگه دنیا برای من جهنم بشه
چون می دونم تو كنارمی برام قابل تحمله
بهشته
هنوز تو فكرم
تو اون روزهای سخت
اگه تو نبودی كه منو بغل كنی
الان مهرداد اینجا نبود
اصلا الان مهردادی نبود
خدایا
دوستت دارم
.
.
.
بنده شرمنده تو...مهرداد




جمعه 4 دی 1388

هدف از روابط

جمعه 4 دی 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه انسانها را برای اینكه مایه آرامش یكدیگر باشند آفرید



سلام....سلام به همه شما دوستان گلم

دوستانی كه همه جوره منو یاری می دین،منو كمك می كنین و منو خوشحال می كنین

خوبین همه؟روزگار چطوره؟100%عالیه

بریم سر موضوع اصلی هدف از روابط
دوستان گلم..هدفتون از روابط چیه؟
اگه شما با دیگران رابطه برقرار می كنین هدف چیه؟
همه ما انسانها در عین حال كه غیر از خدا به كسی نیاز نداریم به هم نیاز داریم
نیاز های ما دو نوع هستن:مادی ، معنوی
كه ما در هر صورت باید بدونیم باید با كی ارتباط بر قرار كنیم
حالا جدا از نیاز ها
ما برای اینكه با وجود این روابط آرامش رو به زندگی بیاریم به طرف رابطه ها می ریم
هیچ آدمی مریض نیست كه دوستی انتخاب كنه كه می دونه باعث عذابشه
هیچ آدمی مریض نیست همسری انتخاب كنه كه همیشه بهش توهین كنه
هیچ آدمی مریض نیست كسی رو انتخاب كنه كه حرفشو نمی فهمه
هیچ آدمی مریض نیست كسی رو انتخاب كنه كه بهش آزار برسونه
خوب اگه می خواهیم كسی رو انتخاب كنیم كه باعث آرامش ما بشه باید چی كار كنیم؟
فكر نداره،خیلی ساده...بازم قانون جذب به كمك ما میاد
ببینید باید چطوری عمل كنیم
چند مرحله ساده
یه سوال ؟فرض كنید كه یه پدر مادری به بچه خودشون جلوی همه می گن:
تو خنگی،كند ذهنی،كودنی،مونگلی،مچلی،یه تخته كم داری ،این چه نمره ایه؟
آیا فكر می كنید مهمونی كه تموم میشه كسی با خودش این حرفو می زنه كه این بچه باهوشه؟
نه...همه حتی بدون این كه از استعداد اون بچه خبر داشته باشن میگن دیدی بچه رو
چقدر خنگ بود؟چقدر تنبل بود
دو تا هم روش می ذارن:می دونی چون بابا مامانش دختر عمو پسر عمو بودن فكر كنم كلا عقب افتاده اس
خوب نظر همه در مورد ما فرق می كنه با فكری كه ما در مورد خودمون می كنیم
ما چطور می تونیم انتظار داشته باشیم یكی به ما بگه با هوش وقتی ما دائم به خودمون میگیم:اه من خنگم
اصلا من هیچی نمی فهمم
اصلا من كند ذهنم
خوب چی میشه؟كائنات میگه باشه حق با توئه تو كند ذهنی!
چطور انتظار داریم وقتی خودمون به خودمون اعتماد نداریم دیگران به ما اعتماد كنن
وقتی یه كاری به سراغتون میاد شما بگین:اوه اوه اوه من عمرا از پس این كار بر بیام
خوب مطمئنا اون كسی كه می خواد كار رو به شما بسپره با خودش می گه:من كار رو به این نمی دم خودش می گه نمی تونم من چطوزی اعتماد كنم
وقتی شما از طرز صحبت كردنتون،از ظاهرتون ازراه رفتنتون خوشتون نیاد انتظار دارین من از صحبت كردن شما خوشم بیاد
یه قانون ساده ایه
دوستم به من بگه:مهرداد من امانتدار نیستم
خوب من باید خیلی ابله باشم كه وسایلم رو به اون بسپارم
چون خودش می گه من امانتدار نیستم
پس من نمی تونم رو اون آدم حساب كنم
بعد طرف با خودش می گه:می بینی تو دوستام هیچكی رو من حساب نمی كنه
مثلا اینا دوستای من هستن؟
در نهایت از دوستاش شاكی می شه
ولی نه...باید از خودش شاكی شه
خودش تو ذهن همه جا انئاخته كه امانتدار نیست
خودش رو خودش این طوری حساب كرده
خوب معلومه بقیه هم....
پس دوستان كار سختی نیست
از امروز یه سری تمرین ها رو انجام بدین
روزی چند بار تو آینه به خودتون نگاه كنین و بگین كه خدایا شكرت كه من ظاهر زیبایی دارم
خوش تیپ هستم
خوش صحبت هستم
مودب هستم
...اشتباه نكنین
من در مورد خود خواهی حرف نمی زنم
من می گم كه:شما تا خودتون رو دوست نداشته باشید نمی تونید شخص دیگری رو دوست داشته باشید
وانتظار داشته باشید شخص دیگری شما رو دوست داشته باشه
شما بیاین عاشق خودتون بشید
من الان 2 ماه هست كه با خودم آشتی كردم
من مهرداد عرفانی...عاشق مهردادم...دوستش دارم هر شب قبل از خواب دستاشو می بوسم
چون پسر مودبیه،پسر مهربونیه،پسر با مزه ایه،پسر خوش تیپ و خوشگل خوش صحبتیه
در كنارش بعضی وقت ها زود عصبانی میشه،بعضی وقت ها زود از تلاش دست بر می  داره
آره نه اون جملات بالا خود خواهیه نه جملات بعدیش خود كم بینی
می دونید این ها چیه؟
من دو ماه مهرداد عرفانی رو مطالعه كردم
خوبیاشو دیدم و بدی ها رو هم دیدم
می دونین چه مزیتی داره؟
هر روز دارم تلاش می كنم كه حتی اگه شده
در طول یك ماه یك بدی رو از بین ببرم و این یعنی پیروزی
شما انتظار اینو نداشته باشین یكی بیاد به شما عشق بورزه در صورتی كه شما خودتون رو نمی شناسید
یه توصیه یه قلم كاغذ بردارید و تمام خوب های خودتون رو چه ظاهری ظه اخلاقی بنویسید
وقتایی كه از دست خودتون ناراحت میشید اون ها رو مطالعه كنید
اون وقت خیلی راحت خودتون رو می بخشید
اگه كار اشتباهی انجام دادید كودك درونتون رو سرزنش نكنید
اسمش روشه كودك درون
كودكه و رشد نمی كنه
می بینید بعضی وقت ها یه مرد 55 ساله با نوه اش گرگ بازی می كنه؟
چون اون كودك درون هست همیشه
شما اگه سرزنشش كنید،دعواش كنید لج می كنه
بدتر می كنه
دو تا چیز دیگرو هم می شكنه
با خوبی هاش بالا ببرینش تا دوست شه باهاتون
و وقتی دوست شد خودش بدی هاش رو می زاره كنار
منتظر نظرات هستم
تا پست بعدی


"برای رسیدن به عشق خودتان را از عشق پر كنید تا تبدیل به مغناطیس گردید"....چارلز هانل
 
راستی سی دی راز 2 اومده گذاشتم براتون اگه خواستین خرید پستی انجام بدین
یه كم در موردش توضیح اوردم خوندنش خالی از لطف نیست




                                         



جدیدترین قانون های جذب!
دهها معلم جدید راز!
آخرین متدهای موفقیت!
حقیقت چیست؟!...





ده ها معلم (دانشمندان، روانشناسان، و روشنفکران معروف و بزرگ دنیا) جدید راز و قانون جذب با همراهی معلمان قبلی آن با شما سخن میگویند!

واقعیت چیست؟!
ما کی هستیم ؟ از کجا آمده ایم؟ برای چه کاری آمده ایم؟ و به کجا میرویم؟!
قضیه چیست و من چرا اینجا هستم؟
فیزیک کوانتوم چیست و چه میگوید؟
آیا فیزیک کوانتوم اجازه میدهد که ذهنی عالی داشته باشیم و هر آنچا را میخواهیم به سوی خود جذب کنیم ؟!
مغز آدمی قادر به انجام چه کارهایی است؟!
چگونه میتوانید مطمئن باشید آنچه میبینید دنیای واقعی است و نه شبیه سازی ذهن شما!؟


آیا این من یا ما که واقعی به نظر میرسد، نکند نامرعی و غیر واقعی باشد!؟
آیا همه واقعیتها به طور همزمان وجود دارند؟!
ممکن و غیر ممکن چیست؟!
ما چه هستیم و چگونه باید باشیم؟
چه امکانات و توانایی هایی داریم که مدتهاست از آن بیخبریم!؟
آیا میدانید مغز ما در هر ثانیه 400 میلیارد اطلاعات را پردازش میکند؟!
آیا میدانید که مغز چیزی را که میخواهد ببیند خودش مشخص میکند؟!
چگونه باید قانون جذب را بطور عملی در زندگی روزمره بکار ببریم؟!
چگونگی اثبات درستی قانون جذب با قوانین فیزیک جدید !؟
تئوری استرینگ چیست؟
فضاهای یازده بعدی چه هستند و کجایند؟!
دنیاهای موازی که با توجه به اثبات علم بی نهایتند چه هستند؟!
چطور هستی را با قصد و نیت کنترل کنیم؟!
چگونگی تاثیر کلمات مکتوب، اصوات، تصاویر و قصد و نیت بر روی کریستال های آب بدن؟!

این مسائل و سوالات مدتها ذهن دانشمندان و روانشناسان بزرگ دنیا را به خود مشغول کرده بود، امروزه آنها با اثبات از طریق علم جدید به تازگی به آنها دست یافته اند.

این سوالات و عناوین مطرح شده تنها بخشی از مسائل متعددی هستند که در این مجموعه به آنها پرداخته شده است.
پاسخ تمامی این سوالات و عناوین در مجموعه راز 2 (The Secret 2) به زبان ساده مطرح شده است.

این مجموعه شامل :


- فیلم اصلی و کامل راز 1، کاملترین فیلم راز 1 که تا بحال در دنیا پخش شده، نه آنکه در تلویزیون ایران دیده شده است، به زبان اصلی و تمامی توضیحات آن با دو زیر نویس فارسی و انگلیسی و همزمان.

- مصاحبه "لری کینگ" این بار با آنتونی رابینز (نابغه قرن و یکی از بزرگترین روانشناسان دنیا) پیرامون قانون جذب و راز

- آموزش فارسی قانون جذب، تشریح و توضیح کامل تمامی جوانب قانون جذب.

- کاربرد عملی قانون جذب در زندگی روزمره، توضیحات کامل پیرامون چگونگی اجرای صحیح و عملی قانون جذب در زندگی فیزیکی و روزمره به زبان فارسی.

- قسمتی از فیلم، از زبان معلمین راز 2 :

- ما در این مجموعه شما را به سفری هیجان انگیز و عجیب تر از سفرهای علمی تخیلی میبریم!!!
جایی که شما میتوانید با شکستن قوانین زندگی روزمره تان به شکلی جدید با دنیا بازی کنید!
جایی که به دیدی تازه از هستی میرسید و به ورای محدودیت های فعلی خود و حتی بیشتر از آنچه بتوانید تصور کنید دست خواهید می یابید!
تئوری که حتی انیشتین هم جلوی آن کم آورد و امروز بعد از ده ها سال به حل این مسئله رسیده ایم!!
این دنیا، تئوری استرینگ یا نظریه رشته هاست!
تئوری استرینگ راهی است برای توصیف تمامی نیروها و همه ماده ها!
از اتم گرفته تا کره زمین و تا آخر کهکشانها!
از تولد زمان تا آخرین ثانیه هستی!
از ازل تا ابد در یک تئوری واحد!
یک تئوری برای همه چیز!
تئوری که در عین اعجاب انگیز بودن بسیار ساده و قابل دستیابی برای همه است
و آن تئوری استرینگ است!

- رویای انیشتین:

خانه او صحنه یکی از بزرگترین رازهای علم مدرن بود، رازی آنقدر عمیق که امروزه ذهن هزاران دانشمند برجسته فیزیک را به خود مشغول کرده است، یک تئوری واحد و قدرتمند برای توصیف تمام کارهای هستی!
اکنون تقریبا بعد از نیم قرن این تئوری به کجا رسیده است؟
ما فکر میکنیم که توانسته ایم به رویای انیشتین جامه عمل بپوشانیم و مجموعه ای از ایده های انقلابی و جدید به نام تئوری استرینگ دست یابیم و این تئوری بسیار قدرتمند تئوری است که ما را در شوک و حیرت بزرگی فرو خواهد برد!
تئوری استرینگ میگوید که ما در دنیایی زندگی میکنیم که واقعیت با علوم تخیلی مخلوط میشود . . . یک هستی با 11 بعد!
با دنیاهایی موازی درست در بغل گوش ما!
و موضوع این است که ایده اساسی تئوری استرینگ به طرز اعجاب آوری ساده است!!!


این تئوری میگوید هر چیزی در کائنات از ریزترین ذره گرفته تا دورترین ستارگان از یک رشته های فوق العاده کوچکی موسوم به استرینگ ها پوشیده شده و از نوسان این رشته هاست که کل طبیعت و هستی ساخته شده است!
امروز آشکار شده است که این تئوری یک تصویر اساسا جدید از دنیا را در اختیار ما میگذارد و دید دیگری از جهان به ما میدهد، تصویری که هم جدید است و هم زیبا!



- قسمت دیگری از فیلم، از زبان معلمین راز 2 :



- چیزهای استرینگی !
- به 11 بعد هستی خوش آمدید!!!
تصور کنید که ما میتوانستیم فضا یا زمان را کنترل کنیم!
اگر اینطور بود کارهای بسیار شگفت انگیزی را میتوانستیم انجام دهیم!
هرکس میتوانست از جایی که هست به حایی که میخواست برود!
از اینجا به آنحا!
الان همه ما فکر میکنیم که اینطور سفر کردن غیر ممکن است!
و احتمالا هم همینطور است!
اما ...!!! در چند سال اخیر، ایده ها و نظر های ما در مورد طبیعت واقعی فضا و زمان دستخوش تغییر شده است و کارهایی که به نظر شبیه فیلمهای علمی تخیلی است امروزه دور از دسترس نیست!!
و ما همه اینها را مدیون انقلابی میدانیم که جدیدا در دنیای فیزیک صورت گرفته و آن انقلاب تئوری استرینگ است!
این تئوری دنیایی کاملا جدید را فرا روی ما برای شناخت جهان اطرافمان ارائه میدهد، این شاخه از علم، از بنیان با هر چیز دیگری که قبلا در دنیا مطرح شده تفاوت دارد!
این تئوری انقلابی، با یک قضیه ثابت شده شروع کرد و آن این بود که هر چیزی در هستی و زمین و مسلما قانون جاذبه از رشته های فوق العاده ریزی از انرژی موسوم به استرینگ تشکیل شده است و این استرینگ ها با وجود کوچکی، هر چیزی را که فکر میکنیم راجع به هستی و خود میدانیم از پایه تغییر میدهد!
و از آنجایی که تمامی هستی انرژی است و انرژی هستی هیچ وقت از بین نمیرود و میدانیم که این انرژی به راحتی قابل به دست آوردن است، پس در این صورت ما هر آنچه را که در دنیا بخواهیم میتوانیم از طریق این تئوری ساده به دست آوریم!!!

- در این بخش شما با قانون جذب از زبان خانم ایستر هیکس و همسرش آقای جری هیکس (کسانی که برای اولین بار تئوری نظری قانون جذب را معرفی و تشریح کردند) آشنا میشویم
خانم هیکس از طریق فرو رفتن در حالت مراقبه و تنفس عمیق، یک موجود درونی که اسمش را "آبراهام" گذاشته اند، از زبان او این سخنان را میگوید، آبراهام اسم تمام موجوداتی است که بنا به ادعای خانم هیکس در بخش ماورا لطبیعه یا متافیزیک کائنات قرار دارند و برای هر کسی از طریق مراقبه قابل دستیابی است.

-دنیاهای موازی:

در قسمتی از مجموعه شما با دنیاها ی موازی آشنا میشوید! دنیاهای مختلف!



از زبان معلمین راز 2 :



تصور کنید که بتوانید برای هر چیزی در دنیا یک توصیف پیدا کنید، از کوچکترین اتفاقات ممکن تا بزرگترین رخدادها!
این رویایی است که ذهن باهوش ترین دانشمندان را شیفته خود ساخته است، از زمان انیشتین!
اکنون دانشمندان آن را پیدا کرده اند!!
یک تئوری هیجان انگیز، که نفس دانشمندان را گرفت!
و به یک نتیجه شگفت انگیز رسیدند و آن نتیجه حاصله این است که دنیایی که در آن زندگی میکنیم . . . تنها دنیای موجود در هستی نیست!!!
و این موضوع حدود یکصد سال علم را در تاریکی فرو برده بود!
اینکه ممکن است دنیاهای مخفی مرموزی، ورای حواس انسانی وجود داشته باشد!
عارفان قبلتر ادعا کرده بودند که چنین جاهایی وجود دارند، آنها گفته بودند که این دنیاها پر از ارواح و اشباح هستند!
و امروز در قرن 21 آن چیزی که علم پیشرفته میخواهد این است . . . که این خرافات را از لحاظ علمی اثبات کرده و معنا دار سازد!
دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ذرات موجود، صرفا فقط در این دنیا وجود ندارند، بلکه به دنیاهای دیگر هم نقل مکان میکنند!
تعداد این دنیاهای موازی بیشمار است!
و همه این دنیاهای موازی با هم تفاوت دارند!
یعنی آنکه دنیاهایی وجود دارند که در یکی از آنها "ناپلئون" در جنگ با "واتر لو" برنده میشود!
در دنیایی دیگر امپراطوری یریتانیا بر آمریکا مسلط میشود!
و در دنیای دیگر شما هرگز به دنیا نیامده اید!!!!


- چگونگی تاثیری که کلمات، کارها و تصاویر بر روی کریستالهای آب بدن انسان میگذارد :

- "ایموتو ماسارو" چه میگوید؟
او میگوید:

- "همه عالم در جنبش و ارتعاش است! "
"هستی یعنی ارتعاش و هر ارتعاشی در درون و بیرون ما، روی ما و بیرون ما اثر میگذارد! "
"هر کلمه ای که به زبان می آوریم، روی تک تک سلولهای بدن ما و محیطمان اثر میگذارد! "
"تصاویری که میبینیم یا در خاطر تجسم میکنیم روی ما و محیط اطرافمان اثر میگذارد! "
"حتی نوشتن کلمات به صورت بیصدا و بدون خواندن هم روی ارتعاش بقیه اثر میگذارد! "
"حتی تصویر و نام کلمات هم برای خود حامل ارتعاش اثر گذار هستند! "
"اگر کسی آنسوی دنیا دعا کند، در این قسمت دنیا ارتعاش دعایش دیگری را شفا میدهد! "

اگر ایموتو راست گفته باشد پس یعنی :


هرچه از قدیم در باره تاثیر گفتار و پندار و کردار روی زندگی گفته اند درست بوده
است.
تکرار مشخص کلمات مقدس به آن تعداد معین اثر گذار بوده است.
همه این صفحات که در مقابل چشممان اجازه ظهورشان را میدهیم روی ما اثر دارد.
آن نوشته ها، آن کلمات، آن بدگویی ها، و همه و همه کار خود را آنچنان که مامورند انجام میدهند.
براستی اگر ایموتو راست بگوید آیا همه چیز زندگی معنای جدید پیدا نمیکند؟

در راز 2 پای صحبتهای "ایموتو ماسارو" مینشینیم و تاثیر این کارها، کلمات و تصاویر را میبینیم که چطور بر روی آب و همچنین آب بدن انسان تاثیر میگذارد.
- به همراه تحلیل و بررسی چگونگی تاثیر کلمات مکتوب، تصاویر و صداها، بر روی انسان و محیط اطرافش !

این دفعه دیگه خدا نگهدار تا پست بعدی
12 عدد DVD با دوبله و زیرنویس فارسی !!!




پنجشنبه 26 آذر 1388

روابط

پنجشنبه 26 آذر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی که فرشته های زیبایی رو کنار ما آفرید

سلام ...سلام به همه دوستان گلم....شرمنده از اینکه چند روزی نبودم و نتونستم
نظرت شما دوستان گلم رو پاسخ بدم
یه کم گرفتاری داشتم گرفتاری که نه یه کم درس  و کارایه پروژه ریخته سرم واسه همین کم میام net
امّا امروز اومدم هم اپ کنم هم اینکه به شما گل ها سر بزنم
با تشکّر از یکی از دوستان که با نظرات خصوصی که میزاره منو راهنمایی بزرگی میکنه
بدونه فوته وقت بریم سر موضوعه اصلی این پست یعنی روابط
قول میدم مختصرو مفید بنویسم و طولانی نشه
دوستانه گلم ما با افراد زیادی رابطه داریم
و با افراد زیادی میخوایم که رابطه بر قرار کنیم یا با افرادی روابطو قطع کنیم
یک چیزی که تو روابط مهمه اینه که ما اوّل روابط رو برایه خودمون تعریف کنیم
مثلاً من میدونم که مادرمو دوستش دارم و عاشقشم و میدونم که مادر من
هر طور که باشه من عاشقشم پولدار،فقیر،زشت،خوشگل،مهربون،با منطق،بی منطق،خوش اخلاق،...
هر طور که باشه من عاشقشم و برای اینکه این فرشته ی مهربون رو دارم خدا رو شکر میکنم
و همیشه از خدا خواستم من رو زود تر از اون ببره
این رابطه برای من یه رابطه ی عاطفی تعریف شدس
یا مثلاً من دوستان صمیمی دارم
خوب این ها افرادی هستن که من دوستشون دارم
خوب با بعضی ها رابطه دارم میگم میخندم امّا همکار من هستن این دسته با دسته قبلی فرق میکنن
یا مثلاً افرادی که ازشون خوشم نمیاد امّا بنا به دلایلی مجبوری برای یه فاصله زمانی تحمّل کنی
خوب حالا حرف من اینه که چطوری از داشتن روابط با همه این افراد لذت ببریم
دوستان برای همه ما پیش ومده که با پدر،مادر،برادر،خواهر،دوست،فامیل،رفیق فاب،...بعضی اوقات یه
مشاجره داشتیم خوب واسه این که این مشاجرات از بین بره باید چی کار کنیم؟
متاسفانه ما عادت داریم که دامن میزنیم به همه چی
دنباله حاشیه هستیم همیشه
و همیشه دنبال مقصر میگردیم
دوستان در هر برخورد و مشاجره ای هر دو طرف مقصرن حالا یکی بیشتر یکی کمتر
و هیچ گاه مثلاً اینطوری نیست که تو یه مشاجره همه تقصیر ها گردنه یه نفر باشه
حالا بیاین به این فکر کنیم که گیرم ما بفهمیم که مثلاً من که با دوستم حرفم شده 20 درصد
تقصیره من بوده 80 درصد تقصیره اون
خوب این چیو حل میکنه؟
آیا مشاجره تموم میشه
آیا حالا که فهمیدیم هر نفر چند درصد تقصیر داشته جو آروم میشه
دل ها آروم میشه؟...نه
خوب پس برای روابط عالی چند تا نکته باید رایت بشه
1-در انتخاب دوست دقت کنیم
2-افرادی کی وقتی با اون ها هستیم آرامش ما رو به هم میزنن اروم اروم بزاریم کنارمگه این که مجبور باشیم
منظورم بعضی افراده که برای یه فاصله زمانی مجبوریم که تحمّلشون کنیم
3-افرادی رو که دوست داریم به خاطر خودشون دوست داشته باشیم نه به خاطر سود و زیان
4-تو سلام کردن همیشه شما اوّلی باشین
5-همیشه لبخند به لبتون باشه
6-همیشه اروم شمرده و کلمه کلمه صحبت کنین
7-اگه عصبانی شدین برایه چند ثانیه مکث کنین...و فقط لبخند به لب بیارین
8-اگه با یکی از اطرافیان مشاجره داشتین اوّل جو رو اروم کنین با کلمات آرامش بخش ادامه بحث رو به وقتی دیگر موکول کنین
9-شما میدونین که هر دو طرف مقصر بودین امّا بیاین اوّل تقصیر ها خودتون رو پیدا کنین و حتماً اوّلین کاری که میکنین به خاطره تقصیر های خودتون از طرفه مقابل معذرت بخواین
10-تو تنهایی به خوبی ها و نکته مثبت طرفتون فکر کنین به کارایی که برایه شما کرده به رابطه ای که بینتون بوده
11-یه لیست از افرادی که اطرافه شما هستن و شما اونها رو دوست دارید تهیه کنین و نکات مثبت اون ها رو بنویسین و وقتی که مشاجره پیش میاد اونا رو مطالعه کنین و آرامش بگیرین
12-یه لحظه چشمتون رو ببندید و فکر کنین به شما گفتن اون طرف الان رفته مسافرت و تا 20 سال دیگه نمیاد اگه این فکر ناراحتتون میکنه بدونین که طرف براتون عزیزه و به فکرحل این مشاجره باشین اگه نه از شنیدن این خبر خوشحال میشین این مشاجره رو حل کنین تمام تقصیرات رو به گردن بگیرین و کم کم رابطه رو با هاش کم کنین تا صفرشه
13-در پایان به خاطره اونهایی که اطرافتون هستن و حتی با وجود مشاجره برای شما عزیزن خدا رو شکر کنین و سعی کنین بیشتر کنار اون ها باشین

پست بعدی هدف از روابط

کوتاه نوشتم دیگه

خدا نگهدار




پنجشنبه 19 آذر 1388

راز سلامتی

پنجشنبه 19 آذر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی که مهربانیش پایان ندارد

سلام به همه دوستان گلم

ممنون از نظراتتون,ممنون از اینکه به درد دل من گوش دادین

بی معطلی بریم سراغ بحث امروز یعنی راز سلامتی

دوستان خوبم می دونیم که بزرگترین نعمت سلامتیه

ببینید چقدر راحت می خوابیم,بیدار میشیم,نفس می کشیم

راه میریم,میدویم,بازی می کنیم,از پله بالا میریم,پایین میایم,وسایل سنگین و سبک رو بلند می کنیم

هر غذایی رو که دوست داریم می خوریم

بدنمون مواد سمی و اضافی رو به طرق مختلف از بین می بره و ...

خوب این خودش بزرگترین نعمته

فرض کنید ما وقتی هیجانی,استرسی,احساساتی,غمکین و... میشدیم سیستم بدن نمی تونست اشک تولید کنه

ما وقتی هیجانی,استرسی و ... میشیم یه سری هورمون ها تو بدن تولید می شه که وجودشون به اون اندازه تو بدن مضره

و به وسیله اشک خارج میشه

اگه سیستم اشک نبود ما باید چی کار می کردیم

وقتی ورزش می کنیم سموم بدن به وسیله عرق کردن خارج میشه اگه عرق نمی کردیم چربی های اضافه چی کار می کرد با ما؟

و خیلی دیگه از سیستم های دفعی....پس ما باید شکرگزار این نعمت باشیم

خوب حالا می خوام تاثیر فکر کردن و اندیشه خودمون رو در مورد سلامتی و ربط این دو تا رو بگم

تعداد مریضی های الان چقدره؟

خیلی زیاد....انواع سرطان ها,انواع عفونت ها,انواع بیماری های قلبی,ایدز و ...

آیا این بیماری ها قبلا نبوده؟

چرا بوده پس یه سوال چرا قدیمی ها طول عمرشون بیشتر بوده؟

چرا قدیمی ها با وجود این که بهداشت در زمان اونا اونقدر کم بوده بازم سلامت در از نسل ما بودن و بیشتر عمر می کردن؟

الان تو همه خونه ها حمام هست ودیگه کسی از حمام بیرون استفاده نمی کنه

اما تو قدیم که خبری از حمام خصوصی نبوده

تازه همین عمومی هم به شکل دیگه ای بوده

یه حوض بوده که همه می رفتن تو اون و خودشون تمییز می کردن

اما با این همه کسی بیماری انگلی نمی گرفته,کسی بیماری پوستی نمی گرفته,کسی ایدز نمی گرفته...چرا؟

می دونین خداوند مهربان بدن ما رو چطوری طراحی کرده؟

بدن ما رو طراحی کرده با یه سیستم دفاعی بسیار پیشرفته

دقت کنید...برای همه ما ها پیش اومده که مثلا داشتیم میوه پوست می کندیم دستمون بریده

یا به یه نحوی دستمون خراش پیدا کرده

ما تنها کاری که می کنیم می ریم روی خراش رو می شوریم و حتی بعضی جاها که دسترسی نداریم

دستمون رو می ذاریم روی خراش تا فقط خونش بند بیاد

سه روز بعد...یه اثر کوچیک از اون خراش روی بدن ماست

دو روز بعدش حتی اثری هم از اون زخم نیست

با این که میکروب همه جا هست...تو هوا رو زمین رو دستامون اما ما کزاز نمی گیریم

چرا؟چون سیستم بدن وظیفش از بین بردن اون زخمه

سرما می خوریم 4-5 روزه خب می شه

حالا بیاین از بعد فکر و اندیشه نگاه کنیم

ما تو ضمیر نا خود آگاهمون این مساله رفته که سرماخوردگی 4-5 روزه خوب میشه

ما با فکرمون داریم می گیم 4-5 روز طول می کشه

و واقعا بعد از 4-5 روز خوب می شیم

وقتی دستمون زخم میشه تا یکی ازمون می پرسه میگیم هیچی نشده یه خراشه سادس...خوب می شه

و چون به اون مریضی فکر نمی کنیم...اون مریضی  اون جراحت اون سرما خوردگی از بین میره

چون ما به اون فکر نمی کنیم...و به همین علت اون مریضی جذب نمی شه

اما دیدید؟کسی که از مریضی صحبت می کنه دائما مریضه

کسی که تو اخبار تو روز نامه ها دنبال این می گرده که یه خبری پیدا کنه که

بله بالاخره داروی سرطان یا ایدز اومد

داره این فکر مریضی رو پرورش می ده

من تا راز رو نشناخته بودم دائما تو روزنامه ها و توی سایت ها دنبال این می گشتم که ببینم داروی ایدز و سرطان ها درست شد یا نه

چون از این دو بیماری بسیار وحشت داشتم

اینکه میدیدم آدم های بسیاری از این دو بیماری به کام مرگ میرن خیلی می ترسیدم

جالب بود از چیزی می ترسیدم که خودم نداشتم

از بیماری های می ترسیدم که حتی علائمی از اون بیماری ها تو بدن من نبود

اما می ترسیدم

بعد از اینکه با راز آشنا شدم

این قضیه برام حل شد الان می دونم که من تا آخر عمرم نه ایدز میگیرم نه سرطان...چرا؟

اومدم با خودم گفتم خوب من معتاد نیستم خوب پس از طریق سرنگ که ایدز نمی گیرم

من رابطه جنسی با کسی نداشتم خئب پس از این طریقم راه بستس

من بیماری کمبود خون ندارم که بخوام از کسی خون بگیرم که احیانا اون آلوده بشم

خوب پس چرا از ایدز بترسم؟از چیزی که با من کاری نداره بترسم؟

در مورد سرطان هم که دیدم من بدنم داره سالم کار می کنه پس سیستم ایمنی بدن من همیشه بیداره که نذاره کسی بیاد و اذیتش کنه

و دیگه من تو اینترنت سرچ نزدم...چند روز پیش روز جهانی مبارزه با ایدز بود

تو خیابون یه آقایی داشت یه سری کاغذ پخش می کرد

من رسیدم بهش به منم یه چندتا کاغذ داد

گفتم چیه؟

گفت راه های مبارزه با ایدز...به خودش دادم

گفت چرا؟گفتم به دردم نمی خوره من هیچ وقت بهش مبتلا نمی شم که بخوام در بارش بخونم

گفتم من راه های ابتلا شدن به ایدز رو می دونم که خوب هیچ وقت اون راه ها رو نمی رم پس نمی گیرم

اون آقا خندید گفت جالبه

گفت خوب بیا این بروشور دیگه رو بگیر در مورد بیماری های قندی و دیابت و ...

لبخند زدم و گفتم ممنون هر موقع قند بدنم زیاد بشه خود بدن دفع می کنه یه جورایی من نمی دونم چطوریه اما

دفع مواد مضر در قلمرو بدنه

اون آقا خندید و بازم گفت جالبه

چرا بیام به این مریضی ها فکر کنم؟

دوستان عزیز فکر مثبت و منفی هر دو تاشون میان و میرن

اصلا ما می گیم فرض محال...قانون جذبی در کا نباشه,خوب نباشه اما ایرادی داره ما فکر مثبت بگذرونیم از سرمون؟

دوستان عزیز سیستم دفاعی که می تونه سرماخوردگی,جراحت,دیابت,آنفولانزا و کلی بیماری دیگه رو از بین ببره

خوب همه رو می تونه از بین ببره

بدن ما از انرژی ساخته شده

بدن ما از انرژی خدا سرچشمه می گیره....اون که بی انتهاست

می دونید تنها کار ما چیه؟

اگه یه وقتی خدای نکرده هر مریضی که گرفتیم 3 تا کار انجام بدیم

1-رفتن پیش دکتر برای دارو و ...

2-استفاده از دارو و سپردن بیماری به سیستم دفاعی بدن

3-فکر کردن و اندیشیدن و احساس سلامتی کردن

ببینید دوستان افراط و تفریط نکنیم

بزاریم دارو های شیمیایی کار خودش رو بکنه وفکر و اندیشه هم کار خودش رو بکنه

بیایید یه مثال بزنیم

فرض کنیم مش غلام علی سرطان داره

ببریم پیش یه دکتر همه دارو ها رو براش بگیریم

دارو ها رو بخوره مش غلام علی اما دائما بگه ای بابا اسم این درد سرطانه مگه با این دارو ها خوب می شه؟

سیستم بدن میگه خوب پس با این دارو ها خوب نمیشه

اثر دارو که یه جسم شیمیاییه در مقابل اثر اندیشه و قانون جذب که بزرگترین قانون زندگیه دوستان من هیچه

و این میشه که مش غلام علی از بین میره

بعدا میگن این سرطان لعنتی همه رو می کشه

نه این سرزان لعنتی نیست که همه رو می کشه این افکار منفیه که آدم رو از بین می بره

وقتی میگیم این دارو ها فقط یه کم عمر رو زیاد می کنه اما خوب نمی کنه می دونید چی میشه

کائنات میگه:قبول سرورم

و چه اتفاقی میفته؟

اون دارو ها فقط یه کم عمر رو زیاد می کنه اما خوب نمی کنه

آقای جان وین بازیگر معروف فیلم های وسترن

در سن 90 سالگی میره دکتر

و دکتر بهش میگه آقا شما سرطان داری و نهایت 1 سال زنده ای

آقای جان وین میاد و این خبر رو به بچه هاش میده

هر کدوم از بچه هاش یه فکری می کردن

یکی میگفته بیمارستان,یکی گفته دکتر های اروپا و ...

آقای جان وین میگه نه هیچ کدومش

من می خوام این باقی عمرم رو فقط خوش بگذرونم

آقای جان وین از اون روز به بعد فقط به مهمانی ها رفت

و حتی مطلب جالبی خوندم این آقا علاقه خاصی به مشروبات الکلی داشته

و میدونیم که مشروبات الکلی ایجاد سرطان می کنن البته من بعد از آشنایی به راز اینو قبول ندارم

هیچ چیزی هیچ بیماری رو تولید نمیکنه الا ذهن ما

آقای جان وین مینویسن که من از اون روز به بعد هر شب مشروب می خوردم

حالا یه سوال؟

آقای جان وین چند سالگی فوت کرد؟

حدس بزنین

105 سالگی

آدمی که قرار بود به علت سرطان یک سال دیگه بمیره

دکترش رو قطع کرد

چیزیو که به قول معروف سرطان تولید می کنه هر شب خورد

15 ساله دیگم زنده بود

آیا سرطان آمریکا با سرطان ایران فرق داره؟

آقای موریس گود من

مردی که در سال 1981 هواپیماش سقوط کرد

و نتایج اون سقوط

له شدن نخاع

پاره شدن دیافراگم

و در هم شکستن دنده ها

می دونیم که له شدن نخاع یعنی فلج شدن تا آخر عمر

پاره شدن دیافراگم هم یعنی نفس کشیدن تعطیل

دکتر ها دستگاهی به گلوی آقای گودمن وصل کردن و به ایشون گفتن تا آخر عمر باید با این دستگاه نفس بکشی

تا آخر عمر راه رفتن تعطیل

و تا آخر عمر خودت نمی تونی بخوری وبیاشامی باید از طریق دستگاه این کار انجام بشه

آقای گودمن در خاطراتش می گه که من در اون روزها فقط به خودم می گفتم تنها کاری که می تونم انجام بدم فکر کردنه

با فکرم بدنم رو می سازم

و با خودم عهد کردم تا کریسمس به پای خودم برم بیرون از بیمارستان

گفتم بزار دکتر ها کار خودشون رو بکنن و فکر من هم کار خودش رو

من چشم بستم و تصور کردم دارم در خیابان قدم می زنم

دوستان این تصور برای آدمی در اون شرایط کاری کمتر از فتح قله هیمالایا نیست

آدمی که می دونه نخاعش له شده داره به راه رفتن فکر می کنه

چیزی که در کریسمس اتفاق اقتاد چیزی بالاتر از معجزه بود

این آقا با پای خودش اومد بیرون,خودش نفس کشید و خودش آب نوشید

اسم این آقا رو گذاشتن مرد معجزه

خواهشا سی دی راز رو تهیه کنین حرف های این مرد رو گوش بدین

دوستان من زندگی شادی بسازین به گذشته کاری نداشته باشین

اینو بدونین که فردا اولین روز باقی زندگی شماست

پس یک آغاز زیبا

""شاید زندگی آن جشنی نباشد که انتظارش را داشتیم اما حال که به آن دعوت شده ایم بیا تا می توانیم زیبا برقصیم""

پست بعدی:داشتن روابط عالی

خدانگهدار 




دوشنبه 16 آذر 1388

درد دل

دوشنبه 16 آذر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی که ما را سلامتی داد


سلام...سلام به همه دوستان گلم

دوستانی که منو با نظرات,انتقاد ها و پیشنهاد ها راهنمایی کردن

من در این دو روز اخیر با دو تا انتقاد مواجه شدم که یکی از اونها رو با آغوش باز می

پذیرم و یکی از اونها رو رد کرده و در مقابلش دفاع می کنم

اولیش این بود که یکی از دوستان عزیز نوشته بود برام که وبلاگ من بوی پول میده و

انگار که من آدم مادی هستم و همش به مادیات توجه می کنم

خوب این انتقاد سازنده است و من از این دوست تشکر می کنم

فقط برای رفع سوء تفاهم عرض کنم که:

دوستان من من آدم مادی گرایی نیستم و بر عکس معنویات برام بسیار مهم ترن

اگر میبینید که من در مورد قانون جذب از پول مثال می زنم به این دلیل که این مثال

ملموس

من تجربیات معنوی و عرفانی خودم رو نمی دونم چطوری با نوشتار تلفیق کنم

من حق می دم به این دوست گلم

این دوست منو می شناسه و می گه وبت به علت این حرف ها مادی گرا برداشت

می شه

اما من اگه از پول مثال می زنم به این علت هست که قابل لمس تره و خواننده زودتر

موضوع رو می گیره

من تجربیاتی مثا آرامش رو چطوری تصویر کنم؟شما بهم بگین...صحبت هایی که با

خدا انجام می دم رو چطوری تصویر کنم

دوم این که خوبه شما می بینید که من همیشه اول از خدا می گم از قدرت بی انتهای

اون میگم از مهربونی اون میگم

تو پست قبلی 3 تا از تجربه های خودم رو گذاشته بودم

یکیش پولی بود

اما..من از این دوست عزیز ممنونم

شاید یه نفر واسه اولین بار میومد و وب من رو می دید و فکر می کرد که من مادی

گرا هستم|

من از این دوست ممنونم که به من هشدار داد و سعی میکنم مثال های ملموس

دیگه ای بزنم

اما بریم سر انتقاد دوم که من اصلا قبولش ندارم و می خوام دفاع کنم

دوستای گلم...ما ها واسه چی وبلاگ درست می کنیم؟

حتما برای همه شما پیش اومده که یه شب با اکیپ دوستاتون می شینین و راجع به

یه موضوعی بحث می کنین...این بحث ها واسه چی به وجود میاد؟

ما وبلاگ رو برای این می زنیم که یا عقاید خودمون رو بگیم,یا خاطرات بنویسیم یا

آموزش بدیم و خیلی چیزی های دیگه

میشه جواب این سوال رو بدین که وقتی نطر خواهی رو فعال میذاریم معنیش چیه؟

به نظر من معنیش اینه که افرادی که میان در مورد نگاه ما,اندیشه ما,خاطرات ما و

خود ما نظرشون رو بگن

و ما باید این رو بدونیم که نظر اطرافیان گاهی هم جهت با نظر ماست و گاهی خلاف

چهت نظر ما...

آیا زمانی که خلاف جهت نظر ماست باید ناراحت بشیم؟

عصبی بشیم؟

به طرف متلک بندازیم؟

نه به عقیده من نه

چرا باید این کار رو بکنیم؟

مگه من از انتقاد این دوست عزیز ناراحت شدم؟با وجود این که آدم مادی گرایی نبودم

اما از انتقادش استفاده کردم

آره دنبال مثال هایی کی گردم که پولی نباشه...شاید یه نفر در برخورد اول خوشش

نیاد

این دوست با این انتقادش کاری کرد که من یه جایی از کارم که احتمال داشت فردا

لنگ بزنه رو درست کنم

برگردیم سر دفاعیه

هفته پیش به وب لاگ دوستی رفتم و راجع به یه موضوعی ایشون مطلبی نوشته

بودم

نظر من مخالف نوشته های ایشون بود و من نوشتم که به نظر من این طوری نیست

بالاتر از نظر خودم نظر کسی رو دیدم که تابلو بود قانون جذب و شاد زیستن رو می

دونه

خوب حق به من بدین

وقتی دیدم این فرد هک داره از قانون جذب میگه به وبلاگش برم و بیشتر باهاش آشنا

شم

و تو نظرات نوشتم منم با نظر شما موافقم و فکر می کنم آدم نباید این طوری و اون

طوری باشه

وایشون هم به وب من اومدن و الان یکی از دوستان عزیز من هستنباورتون نمیشه

بعد چند روز اون نفری که با نظرش مخالف بودم چپ و راست برام هم خصوصی هم

عمومی نظر گذاشته بود

که چرا قضاوت اشتباه کردین؟چرا آبروی منو تو وبلاگ فلانی بردی؟چرا نمیری بقیه

وبلاگهای دوستانم رو سر بزنی تا واقعا منو بشناسی و ......

دوستان این طرز برخورد با یه نظر مخالف نیست به خدا

آیا نظر خواهی رو فعال گذاشتیم که همه بیان فقط نظر بزارن:به به چه چه...عجب

وب نازی عجب نوشته های قشنگی..تو چقدر خوب می نویسی....در پایانم بگیم به

منم سر بزن

یا اینکه من به فلان اسم لینکت کردم تو هم به فلان اسم لینکم کن

واقعا اگه اینو بخوایم که هیچ وقت چیزی یاد نمی گیریم

حضور ذهن ندارم اما بزرگی می گه از کسی که با من موافقت کرد چیزی یاد نگرفتم

البته برای من راحت تره که بیام بنویسم:عجب وب قشنگی خیلی قشنگه به منم سر

 بزن

اما باز بر می گردیم سر انتقاد اول که پذیرفتم

می دونید این انتقاد چی نشون می ده؟

نشون می ده خواننده وب لاگ من این قدر برای من ارزش قائل بوده که وب منو

خونده

مطالبش رو کامل خونده

از خونده های من به نظری رسیده و اون نظر رو گفته

این برای من ارزش داره

حتی اگه نظرش بر خلاف من باشه

نشون می ده من براش مهم بودم وبلاگ من براش مهم بوده وگرنه اصلا نمی خوند

یا اگه می خوند نظر نمی داد

پس دوست عزیز که من در مقابل حرف هات دفاع می کنم

اگه من میام نظری می دم تو وبت و باهات مخالفت می کنم

این نشون میده اولا نوشتت رو کامل خوندم و دوم این که برات ارزش قائل شدم و

خواستم نظری بدم

اگر برام مهم نبود می گفتم خوب به من چه که این نوشته رو نوشتی

این پست قرار بود راز پول باشه اما گفتم یه کم درد دل بکنم با شما همراهان

همیشگی من

راستی پست راز پول رو میزاریم واسه چندتا پست دیگه

پست بعدی:راز سلامتی

راستی زندگی خوبه در تعادل باشه نه آدم های کاملا معنوی موفقند نه آدم های کاملا

مادی

تا پست بعدی خدانگهدار




پنجشنبه 12 آذر 1388

تجربه های من و راز پول

پنجشنبه 12 آذر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه بهترین ها را به ما هدیه داد

سلام...سلام به همه دوستان عزیزم

امیدوارم شاد و موفق باشین


ممنون از همه دوستای گل خودم كه هم با نظرات و هم با سرزدنشون منو خوشحال

و راهنمایی كردن


بدون هیچ وقت تلف كردنی بریم سر موضوع اصلی كه از قبل قرارش رو گذاشتیم


تجربیات خودم و راز پول


اول بریم سر تجربیات خودم


تقریبا 50 روز پیش بود كه من با این راز بزرگ آشنا شدم


و دوستانی كه از اول همراه بودن و پست اول رو خوندن با كمی از مشكلات من آشنا

شدن


واز همون روز شروع به كار گیری این راز كردم


بعد چند روز دیدم كه خوب من به عنوان یك انسان مسئولم كه این راز رو با همه در

میون بزارم


وشروع به ساخت این وب لاگ كردم


و هر روزه تمریناتم رو انجام دادم...و البته هر روز دارم انجام می دم....و صد البته تا

آخر عمر انجام می دم چون همون زندگی رو كه می خوام دارم


یادتونه كه تو پست قبلی گفتم برای آشنایی با قانون جذب با یه چیز كوچیك شروع

كنیم؟


من روز اول با یك چیز كوچیك شروع نكردم


راستش یكی از همكارای یك سال قبل من


یك پدر خیلی جنتلمن داشت


خیلی شیك و با كلاس بود


و من از تیپ این آقا خیلی خوشم میومد


من تو كل دوره ای كه تو اون موسسه كار می كردم(دوسال)


این آقا رو 5 یا نهاتا 6 بار دیدمش


اونم در حد یك سلام و احوال پرسی


كه 30 ثانیه بیشتر نبود


یعنی من این آقا رو تو كل عمرم كه 25 سال و11 ماه ازش می گذره 3 دقیقه دیدم


خوب واین آقا رو كلا دیگه ندیدمش بعد از این كه كار رو كنار گذاشتم


اون شب بد جور هوس كردم یه ساندویچ كالباس بخورم


(چون ساندویچ هایی كه من درست می كنم .....محشره.....بیسته)


گفتم برم و یه شام توپ درست كنم


اون شب با خودم گفتم من این آقا رو باید ببینم


تو طول مسیر كه داشتم می رفتم مخلفات رو بگیرم


همش احساس می كردم این آقا داره از رو بروم میاد


واضح می دیدمش


واضح


همین طور تو این افكار بودم كه رسیدم به سوپر ماركت مورد نظر


كالباس و نوشابه و خیار شور و سس و آبلیمو وپنیر پیتزا و ..... همه رو گرفتم برگشتم


توی مسیر دوباره به این آقا فكر می كردم


ذهنم رو از همه چیز خالی كرده بودم و فقط به این آقا فكر می كردم


وقت هایی كه كت و شلوار می پوشیدم می گفت آقا مهرداد باز كه اومدی پوز همه

كت و شلواری ها رو بزنی


البته لطف داشتن به من ایشون


حتی من اون شب كت و شلوار پوشیده بودم تا وقتی دیدمش یه شوخی خنده ای با

هم داشته باشیم


تو همین فكر ها بودم كه دیدم رسیدم در خونه


اومدم بالا و این آقا رو ندیده بودم


داشتم شام  رو آماده می كردم دیدم ای بابا نون فراموش كردم


رفتم بیرون دیدم سوپر ماركت نون تموم كرده آدرس داد برم یه جای دیگه


داشتم می رفتم اونجا تا می خواستم از خیابون رد شم دیدم یه پرشیا برام بوق زد و


دست تكون داد راننده رو نگاه كردم

wow

....چی میدیدم؟؟؟؟


پدر همكارم بود


من این قدر بهت زده شدم كه حتی یادم رفت دست تكون بدم یا سلام كنم


رفتم نون رو گرفتم و اومدم


حالا می دونین اتفاق های جالب دیگه این ماجرا چی بود؟


من زمانی كه رفتم كالباس بگیرم سوپر ماركت اولیه نون داشت...من فراموش كردم

بگیرم


وقتی یادم افتاد كه اونجا دیگه نون نداشت باید می رفتم جایی كه از قضا این آقا از

اونجا رد می شده


واقعا الان كه یاد اون شب میفتم نمی تونم احساسم رو كنترل كنم


می خندم...شادم...


ببینید اگه من اونجا فراموش كردم نون بگیرم دلیل داشته


كائنات منو كشونده به طرف چیزی كه تو ذهنم بوده


تجربه بعدی


دو روز بعد از اون صبح از خواب بیدار شدم برم دانشگاه


گفتم من به شكلات و قهوه فكر نمی كنم


من به یه موشك كاغذی امروز فكر می كنم كه رنگش زرد و سفید و قرمز باشه


منتظر تاكسی بودم با خودم گفتم پسر جان مگه مجبوری خوب بگو موشك كاغذی


خوب مگه اصلا كاغذ سه رنگ داریم كه باهاش موشك درست كنن؟


با خودم گفتم بالاخره من این موشك كاغذی رو می خوام


تو تاكسی كه بودم چشمام رو بستم و با خودم گفتم من این موشك رو می خوام


با چشم های بسته تجسم كردم این موشك كاغذی رو


یه موشك زرد و سفید وقرمز


این موشك تو ذهن من می رقصید و تمام وجوهش رو به من نشون داد


از اون جا به بعد فقط هر یك ساعت یك بار چشمامو می بستم و این موشك رو تجسم

می كردم


كه تو دستمه یا یه بچه 6-7 ساله رو می دیدم كه داره این موشك كاغذی سه رنگ رو

به این طرف اون طرف پرت می كنه


بعد از تجسم این صحنه ها می گفتم خدایا شكرت كه این موشك رو دارم


سر كلاس رفتم....مدار مخابراتی


دیدم پای تخته نوشته...قانون جذب


لبخند اومد رو لبم


همكلاسی هام می گفتن كی این كلمه رو پای تخته نوشته؟


چه ربطی به مدار مخابراتی داره؟


من تو دلم می گفتم دوستای عزیزم اینو برای من نوشتن تا با دیدن این یادم باشه كه

به این موشك می رسم


استاد اومد جزومو باز كردمو یه كم كشیدمش كنار


كه روی میزم هم جا برای جزوم باشه هم برای موشكم


كلاس كه تموم شد رفتم تو فضای سبز دانشگاه و چشمامو بستم دوباره اون موشك

اون بچه 6-7 ساله اومدن و بعد از ده دقیقه صدای خودم


رو شنیدم كه گفتم خدایا شكرت برای اینكه این موشك رو دارم و قانون جذب رو تجربه

كردم


دوباره سر كلاس.... كلاس ...كلاس


ساعت 4 بعد از ظهر بود رفتم كتابخونه چندتا تمرین برای فردا داشتم حل كنم


چشام سنگین شده بود سرم رو گذاشتم رو میز


یهو یه صدایی شنیدم


صدای نگهبان دانشگاه بود گفت  برات پتویی...بالشی...بیارم؟تعارف نكنی ها


من مثل خنگا نگاش كردم گفتم چی شده گفت ساعت 7:30 دانشگاه تعطیل شد


دیدم به خوابیدمو خبرندارم


دو تا از كلاس ها هم پریده بود


همین طوری گیج از پله ها اومدم پایین رسیدم به محوطه دانشگاه


انگار هزار نفر گفتن كنار پای چپت رو نگاه كن


چی می دیدم؟....باورم نمی شد


یه موشك كاغذی؟؟؟؟سفید و زرد  قرمز؟


خدایا.....زبونم بند اومد


سریع موشك رو از رو زمین برداشتم فقز می دویدم من قانون جذب رو درك كرده بودم


صدای نگهبان دانشگاه رو شنیدم كه به نگهبان دیگه گفت :فكر كنم دیوونس...تا الان تو

كتابخونه خواب بود الانم داره آشغال جمع می كنه


تو دلم گفتم آره دیوونم تو فكر كن دیوونم این برای تو آشغاله برای من از طلا با ارزش

تره


اینم عكس این موشك كاغذی كه با موبایل گرفتم تا براتون بزارم


می دونین جالب چیه؟من در طول روز به این فكر بودم موشك سه رنگ از كحا بیاد؟


كاغذ سه رنگ نداریم آخه


می دونید اینم یكی از قانون هاست شما یه چیزیو از ته دل و با احساس بخواین....به

چگونگی اومدنش كار نداشته باشین


یه موسسه تبلیغ سه رنگ زده طرفم هونده بعدش باهاش موشك درست كرده كه

آرزوی من بوده


به همین سادگی


این تجربه رو هم بگم و بریم سر راز پول


دو سه روز بعد از موشك قبض موبایل من اومد 200000 تومان


كه بدهی های پیشینم بود


و مربوط به زمانی بود كه تو یه شركت كار می كردم و تماس های بین شهری زیادی

داشتم


از اونجا اومده بودم بیرون و حالا درگیر شده بودم


و فقط 15 روز فرصت داشتم كه قبض رو پرداخت كنم چون سری های پیش پرداخت

نكرده بودم و خط واگزار می شد اگه پرداخت نمی كردم


اوایلی بود كه با راز آشنا شده بودم و پولی هم نداشتم


تنها كاری كه كردم از قبض موبایلم یه كپی گرفتم


زیرش نوشتم پرداخت شد


و اون قبض رو زدم روی دیوار


هر روز كه از خواب بیدار می شدم اون قبض پرداخت شده رو می دیدم و می گفتم

خدایا شكرت كه پرداخت شد


روزی 3-4 بار میومدم و به قبض پرداخت شده نگاه می كردم و می گفتم خدایا ممنون

كه تونستم پرداخت كنم


و می رفتم دنبال كارم واین حسی كه از پرداخت به وجود میومد تو بدن و وجودم پخش

كردم


چند روز بعد دوستم اومد پیشم و از قبض من بی اطلاع


گفت مهرداد یك وام به من افتاده 200000 تومان من لازم ندارم اگه می خوای بیا بدم

به تو تو ماهی 20 تومن بده به بانك


فقط لبخند زدم...خدا رو شكر كردم....و برای ساعت 5 بعد از ظهر با دوستم قرار

گذاشتم


این تازه 3 تا از تجربه های من بود من در طول پست های بعدی باقی اتفاقات رو هم می نویسم براتون

این پست خیلی طولانی شد پست كربوط به راز پول رو تا جمعه حتما می ذارم


تا پست بعدی خدانگهدار


""چگونه در قلمرو كائنات است،كائنات همیشه كوتاهترین،سریعترین و هماهنگ ترین راه میان شما و رویایتان را می داند"".....مارك دولی




جمعه 6 آذر 1388

تصورات كوچك

جمعه 6 آذر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه دنیای به این زیبایی را برای ما آفرید

سلام...سلام به همه دوستان گلم

خوبین همه؟


ممنونم از نظرات وسر زدن ها ولطفی كه نسبت به من دارین


بازم شرمنده كه دیر آپ كردم


چند وقت بد در گیر كارای شركت بودم


بدون معطلی بریم سر موضوع امروز


دوستان گلم روی صحبتم با شمایی هست كه تازه شروع به تغییر كردین


می خوام با یك مثال بهتون توضیح بدم


شمایی كه هنوز شروع به تغییر نكردی


شاید تو ذهنتون این باشه كه مثلا درآمدی برابر با1000000 دلار

100
 سال طول بكشه


خوب می گین خوب من از امروز شروع می كنیم


كه این 1000000 دلار رو به دست بیاریم


تابلو موفقیت هو درست می كنین


اما چون تو ذهنتون یه عمر این فكر بوده كه:به دست اوردن 1000000دلار 100 سال

طول می كشه


به دست میارین....اما بعد 100 سال


واسه همین من امروز چندتا تمرین می دم و چند تا راهكار خوب


آهان راستی آقا عارف گل یه نظر عالی گذاشته بود


و اون اینه كه....اگه به نوشته های من توجه كنین می بینید كه اول از هر چیزی من از

خدا دارم می گم


آره این راز اینه كه ما به قدرت خدا ایمان بیاریم و از اونجاست كه

10000000000000000000000

 دلارم یه ثانیه ای به دست میاد


می دونین چرا؟


چون ما از جنس خداییم


در تمام كتاب های مقدس گفته شده كه


خدا از روح خودش در وجود ما دمیده


اون عاشق ماست


ولی وقتی صداش نمی كنیم


چطوری جواب بده


حالا ادامه بحث


شما برای درك قانون جذب و تصور با یه چیز كوچیك شروع كنین


من در پست بعدی تجربیات خودم رو می گم كه ببینین واقعا عملیه


چون طرف حساب ما دیگه خداست كه منبع معرفت و عشقه


مثلا بگین من می خوام یه شكلات به دست بیارم


به این شكلات فكر كنین


اون شكلات رو تصور كنین


اون مزه اش رو تصور كنین


پوستش رو حس كنین


مغزی كه وسط شكلات هستش حس كنین


شكرگزاری كنین به علت این شكلات


وهمه اوقات فكر كنین این شكلات تو جیبتون


یه دفعه می بینین:


یك دوست بهتون اون شكلات رو می ده


یا میرین چند تا چیز بخرین فروشنده به دلیل نداشتن پول خورد بهتون یه شكلات می
ده


می بینین یه نفر واسه پدر مرحومش شكلات داره تو محل پخش می كنه


یا یه دفغه برای خرید روز نامه میرین بیرون اون شكلات رو تو دكه میبینید و می خرید


حتما این كارو انجام بدین


كم كم تمرینات رو بزرگ تر كنید


شكر گزاری رو انجام می دید؟


كامل انجام بدین


به خاطر لباسی كه تو تنتونه خدا رو شكر كنین


شاید الان بگین كه خوب این لباسو كه همه دارن


اما نه اشتباه نكنین!!!!!!!!!!11خیلی ها همین لباس گرم رو ندارن


به خاطر ناهاری كه می خورین خدا رو شكر كنین


نكین اینو كه همه دارن...واقعا بعضی ها نون بیات هم ندارن


واقعا ندارن


به خاطر بخاری و شوفاژی كه دارین خدا رو شكر كنین تو این فصل سرد


خیلی ها ندارن


می دونید چه اتفاقی میفته؟


خدا به خاطر این قدر شناسی شما بهتون بیشتر میده


ببینید شما مثلا یه كادو به یه عزیزی میدین


مثلا به خواهرتون،همسرتون،مادرتون یا دوست دخترتون یه پالتو هدیه بدین


اگه طرف مقابل شما


واقعا شاد بشه ازتون تشكر كنه ببوسه شما رو ذوق كنه پیش شما


اون پالتو رو تنش كنه همیشه مراقبش باشه


همیشه تمیز نگهش داره


همیشه به شما بگه این پالتوی كه تو برام خریدی چه نازه،چه قشنگه،چه قدر گرم

می كنه


و........


خوب شما خیلی خوشحال میشین و می گین بازم براش كادو می خرم،دفعه بعد كه

دارین براش كادو می خرین


واقعا از ته دل و با رضایت می گیرین چون می دونین قدر میشناسه


اما اگه براش گرفتین


وفقط اینو شنیدین


قشنگه...مشكی نداشت؟...اینم خوبه ها.....اما كاش مشكی می گرفتی...حالا واسه

یه جاهایی خوبه


بعدم بندازه كنار


هفته بعد ببینین یه گوشش پاره شده


هفته بعد ببینین كه با پالتو دوستش عوض كرده


واقعا تو ذوقتون می خوره


سری بعد با خودتون میگین چی براش بگیرم؟نكنه بدش بیاد؟نكنه باز عوضش

كنه؟نكنه باز تو ذوقم بخوره


دو بار این تكرار شه شما از خیر این كادو خریدن میگذرین


یا این قدر وسواس به خرج می دین كه بازم ندونین چی بخرین


شكر گزاری از هر چیزی بیشتر از اون چیز به شما می ده


نكته بعدی


احساس رو درگیر بكنید با آرزتون


در مورد بعضی از آرزوهاتون كه قابل  نوشتن متنی بنویسد


برای بعضی دیگه یه نقاشی بكشین


آره شاید خنده دار باشه


اما واقعا تاثیر گذاره


در آخر یه مطلب جالب از اینترنت گیر اوردمو براتون می ذارم تا بخونین


كامل بخونینش خیلی قشنگه


این مطلب چیزی نیست جز نامه چارلی چاپلین به دخترش


كه این نامه یه نامه ماندگار شده تو دنیا


پس مطالب پست بعدی یادتون نره


تجربیات من و راز پول



نامه چارلی چاپلین به دخترش

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای

سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .

چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

 اینجا شب است یک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهیان بی سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اتاق کوچک نیمه روشن? به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از تولیسدورم، خیلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمان من دور کنند.
تصویر تو آنجا روی میز هست . تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزلیزه" میرقصی . این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی  آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی برق ستارگان چشمانت را می بینم.
شنیده ام نقش تو در نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد در گوشه ای بنشین ? نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم ژرالدین من چارلی چاپلین هستم . وقتی بچه بودی شبهای دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم . قصه زیبای خفته در جنگل قصه اژدهای بیدار در صحرا خواب که به چشمان پیرم می آمد طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رویای دختر خفته ام . رویا می دیدم ژرالدین رویا.......

رویای فردای تو ، رویای امروز تو، دختری می دیدم به روی صحنه? فرشته ای می دیدم به روی آسمان که می رقصید و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بینی؟ این دختر همان دلقک پیره .

 

اسمش یادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم  و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها  و بیشتر از آن  صدای کف زدنهای تماشاگران  گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا  و زندگی مردمان را تماشا کن.

زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را  که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین  و در آن شبها  در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من  به خواب میرفتی و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟



............. تو مرا نمی شناسی ژرالدین . در آن شبهایدور بس

 

قصه ها با تو گفتم  اما قصه خود را هرگز نگفتم . این داستانی

 

شنیدنی است‌:

 



 

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد .این داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام . من درد بی خانمانی را چشیده ام . و از اینها بیشتر  من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند  اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند  احساس کرده ام.

با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی
زد . داستان من به کار تو نمی آید  از تو حرف بزنیم . به دنبال تو نام من است:چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند  خود گریستم .

 




ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی  تنها رقص و موسیقی نیست .
نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بیرون میایی  آنتحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن  اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند  بپرس  حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت  چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار . به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام  فقط این نوع خرجهای تو را بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی .

گاه به گاه  با اتوبوس  با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن و دست کم روزی یکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟

 


اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .

همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .

من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."

جستجویی لازم نیست . این نیازمندان گمنام را  اگر بخواهی  همه جا خواهی یافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم  برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند نگران بوده ام اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار  سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .


آن شب این الماس  ریسمان نا استوار تو خواهد بود  و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی  چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی  همیشه سقوطمی کنند .
دل به زر و زیور نبند زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ? این الماس بر گردن همه می درخشد .......

.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .

به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .
 

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .


بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر

نخواهد کرد.....

 




سه شنبه 26 آبان 1388

تصور و رسیدن به آرزوها

سه شنبه 26 آبان 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه دنیا را مانند خود مهربان آفرید


سلام....سلام به همه دوستان گل،خوب و عزیزم


امیدوارم حال همه شما خوب باشه


وهمواره شاد و سرحال و موفق و سر بلند باشید


با زندگی چه می كنید؟مطمئنم كه همه دارین از زندگی لذت می برین


اگه این طور نیست سریع دیدتون رو عوض كنید


قبل از هر چیز تشكر دارم از همه دوستان گلی كه سر زدن و نظر گذاشتن و باعث

شادی من شدن


در  ضمن به آقا سهیل هم تبریك می گیم


به مناسبت تولدش


امیدوارم عمری طولانی همراه با عزت و لذت داشته باشه


فقط شرمندگیش برای من موند به دلیل این كه امكانش نبود كه یه یادگاری براش

بگیرم


امیدوارم همیشه جشن و شادی باشه


دوستان عزیزم بریم سر موضوع امروز.....دوستان گلم به دنیای اطراف نگاه كردین؟


حالا كه با قانون جذب آشنایید نگاه كنید


گوشه گوشه این دنیا اثری از این قانون هست


فیلم هایی كه تا الان دیدین چه اكشن،چه رومنس،چه كمدی


دوباره نگاه كنین


دیالوگ ها رو دوباره گوش بدین


پی می برین به حرفم


ادامه بحث پست قبلی رو می گیریم


همه ما با آرزوهامون زندگی می كنیم


فهمیدیم كه باید با آرزوهامون هماهنگ باشیم و همیشه احساس شادی رو پخش

كنیم روزی یك ساعت با آرزوهمون زندگی كنیم


حالا دو تا راهكار اساسی رو بهتون می گم كه كمكتون كنه وراحت تر با آرزوهاتون

هماهنگ بشین


یك تخته،یك آكاسیو،یك مقوا.....هر چی به هر اندازه ای كه خواستین روی دیوار اتاق

خودتون نصب كنین


حالا روی اون تصویر آرزوهاتون رو بچسبونین بهشون نگاه كنین چشماتون رو ببندید و

احساسشون كنید


شكر گزاری كنید كه الان به آرزوهاتون رسیدین


چیزهای مادی رو می شه عكسشون رو چسبوند...اما چیزهای معنوی مثل

عشق،آرامش و ....


شما دوست دارید همسر مورد علاقتون چه خصوصیاتی داشته باشه؟چه ظاهری؟چه

اخلاقی؟چه طرز صحبتی؟


هر جور می خواین تصور كنین


روزی 5 دقیقه چشماتون رو ببندید باهاش قدم بزنین،حرف بزنین،بگین چقدر

عاشقشین،بشنوین ازش ه چقدر عاشقتونه براش كادو بخرین


باهاش تو یه بشقاب غذا بخورین...براش نامه بنویسین و این احساس عشق رو پخش

كنین تو وجودتون و از خدا تشكر كنین


آرامش میخواین؟


چیزها و اشخاص و مكان هایی كه به شما آرامش می ده مشخص كنین


مسلما خانواده مهمترین و بزرگترین منبع ارامشه


خوب فكر كنین الان در آغوشه گرم پدرتون هستین


یا بوسه مادرتون رو روی گونتون حس كنین


حتی اگه كیلومتر ها با شما فاصله داشته باشن بازم احساس آرامش می كنین


و باز هم شكر گزاری


می دونید؟انسانی موفقه كه تابلو های آرزوهاش زیاد باشن...من الان 4 تا دارم اما

خیلی كمه


حالا راهكار دوم


اهداف اصلی رو مشخص كنین


حالا اونا رو به اهداف كوچكتر تقسیم كنین و باز هم كوچكتر و كوچكتر و....تا به

كوچكترین حد برسه


حالا پله پله برین جلو


كارهایی كه از دست بقیه بر میاد به اونا بسپرین


هر كاری رو كه انجام می دین تیك بزنین


و ادامه بدین


دوستان عزیزم تمرین ها رو انجام بدین


در آخر


سی دی راز رو تهیه كنین اگه نمی دونین از كجا من لینك خریدش رو در قسمت پیوند

های روزانه گذاشتم


مجله موفقیت رو تهیه كنین و از مطالبش لذت ببرین


و اینو بدونین كه خدا كنارتونه.....همیشه


تا پست بعدی خدا نگهدار


تصور در حكم همه چیز است پیش نمایش جذب های آینده است........آلبرت اینشتین




چهارشنبه 20 آبان 1388

رسیدن به آرزوه....همه آرزوها

چهارشنبه 20 آبان 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی دنیا را پاك آفرید

سلام ....سلام به همه شما

امیدوارم حالتون خوب باشه

امیدوارم شاد باشید

خوب و موفق

قبل از هر چیز یه عذر خواهی خیلی بزرگ

به علت یك غیبت طولانی

كه این غیبت دلیلش یه كم شلوغی سر من بود

بازم معذرت

با تشكر از همه عزیزانی كه از وب لاگ دیدن كردن

با تشكر از همه عزیزانی كه نظر گذاشتن

و باز هم یك تشكر ویژه از استاد بزرگ زندگی من استاد مشرقی

بدون فوت وقت بریم سر موضوع امروز كه قبلا قرارش رو گذاشتیم

رسیدن به آرزوها

هر چی كه میخواد باشه آرزو

از همین الان قبل از خوندن مطلب بیاین یه قراری با هم بزاریم

ما آدم ها چیزی به اسم آرزوی كوچك و بزرگ نداریم

ما آدم ها فقط آرزو داریم

آره داشتن یه پروانه قشنگ هم یك آرزوست داشتن یه خونه ویلایی هم یه آرزو هست

هیچ فرقی با هم ندارن

ببینید دوستان قسمت بزرگی از زندگی ما انسانها رو آرزوهامون تشكیل می ده

آرزو یعنی همه چیز هایی كه می خواهیم داشته باشیم

سلامتی،روابط خوب،رشته تحصیلی مورد علاقه ، خونه،ماشین،همسر و .....

خوب این كه كاری نداره

كافیه این ها رو از صمیم قلب بخواهیم

انسان هر چیزی رو واقعا بخواد داره....حتما می پرسین كی گفته؟...من می گم بهتون

اینو قوی ترین قانون دنیا یعنی قانون جذب می گه

قانون جذب می گه كائنات در همه حال در این حركتند كه خواسته های ما رو برامون تهیه كنن

بیاین به یه داستان نگاه كنیم

همه ما داستان علاءالدین و چراغ جادو رو می دونیم

شنیدیم یا دیدیم كه این آقا یه چراغ پیدا كرد

با دست اومد خاك روی اون رو پاك كنه یهو یه غول از توی چراغ اومد بیرون

و غول فقط گفت فرمانبردارم سرورم

و تا پایان داستان علاءالدین فقط آرزوهاشو گفت و به همه اونا رسید

حالا 2 تا سوال

می دونین چرا علاءالدین قفط آرزوهاش رو بدون هیچ محدودیتی بیان می كرد؟

چون این آقا می دونست كه اون غول فقط یك وظیفه داره

و اون اینه كه باید آرزوهای علاءالدین رو برآورده كنه

سوال 2

می دونین چرا قدیمی ها این داستان ها رو درست كردن؟

فقط واسه این كه برای بچه ها بخونن و خوابشون ببره؟

خوب بچه بدون قصه هم می خوابه

بچه شكمش سیر باشه ، جیشش رو كرده باشه ، از بازیگوشی خسته شده باشه با یه

دقیقه لالایی خوندن خوابش می بره

نه....قدیمی ها قانون جذب رو درك كردن

و چون می دونستن با گفتن این راز و این قانون به شكل طبیعیش شاید كلی بحث های

غیر مفید از سوی 4 تا آدم كوته بین به وجود بیاد مجبور شدن در غالب قصه و شعر بگن

چون همه گوش می دادن و اونایی كه گوش و چشم دلشون روشن بوده مطلب رو می گرفتن

بر گردیم به داستانمون

حالا ما آدم ها همه همون علاءالدین هستیم

و كائنات و دنیا همون غول چراغ

كه فقط قصدش اینه كه ما رو به آرزوهامون برسونه

نمونه های بارزشو میبینیم

طلوع خورشید به این زیبایی....واسه كیه؟....خوب معلومه واسه من و تو

غروب خورشید واسه كیه؟.....واسه من واسه تو واسه دو تا عاشق كه سر رو شونه هم بزارن


و از دیدن این صحنه لذت ببرن

بارون،برف،ماه،ستاره و ....... همه ماله ماست

و یه نیروی عظیم تر از ما كه ما رو دوست داره كه ما از جنس اونیم فقط منتظر تا ما ازش چیزی بخوایم

اصلا ربطی به دین و مكتب نداره

هر كسی یه اسمی روش گذاشته

ایرانی می گه خدا...عرب می گه الله .... آمریكایی میگه GOD  ....زرتشتی میگه اهورا مزدا

اما همه آدم ها می دونن كه نیرویی عظیم تر از اون ها وجود داره

اون نیروی عظیم چون ما از وجود اونیم ما رو دوست داره عاشقونه

همه مارو از گناه كار تا بی گناه

اون خدای همه ما آدماست.......مخصوص یكی نیست.......همه ما رو دوست داره

و فقط می گه از من بخواه

مثل یه پدر كه فقط می خواد ببینه بچش چی می خواد سریع براش بخره

خوب این سوال حتما پیش اومده تا الان براتون كه  اااااااا پس كو؟

من مزدا 3 میخوام ندارم

من آزرا می خوام

من...می خوام من...می خوام

من بهتون می گم كجاست

از ته دل بخواین و فكرش رو به كائنات مخابره كنین مطمئن باشین كه

در راه رسیدن به شماست

اما باید چند تا نكته رو هم رعایت كنید

پس یادداشت كنید و عمل كنید و اتو موبیل 20000000000000000000000000000000000 دلاری بخرین

همسری رو كه می خواهین بهش برسین

عشقی رو كه دوست دارین تجربه كنین

برای رسیدن به آرزو هاتون 3 نكته رو رعایت كنین

1-خواستن

توضیح:هر چیزی كه آرزوتونه بخواین

فقط بخواین و اون چیز رو از ته دل بخواین و سیگنال فكری اون رو بفرستین به دنیا تا كائتات از

خواسته شما آگاه بشه

2-جواب گرفتن

توضیح:این به عهده شما نیست این به عهده كائنات هستش و اینو مطمئن باشین

همون لحظه كه بخواهین كائنات می گیره

آخرین قدم و سومین قدم

3-دریافت

توضیح:ببینین عزیزای من شما بگین من این دوچرخه رو می خوام

نگین:اه ندارمش

نگین:خوب حالا یه روزی شاید بتونم بخرمش

نگین:داشتنش خوبه هااااااااااااا

و حالا  شما تو شبانه روز تو چند وعده مثلا 3 وعده

اول كه از خواب بیدار می شین

به مدت 2 دقیقه چشماتون رو ببندین

و این احساس رو پخش كنین كه این دوچرخه الان دست شماست ماله شماست

توصیه می كنم یه جایی باشه كه تنهایین

و مكان خاص شماست

چشم ها رو ببندین خوب حالا این دوچرخه مال شماست

خوب اول فرمونشو بگیرین

واقعا بگیرین

واقعا

زنگش رو لمس كنین

یه زنگ بزنین

صدای پیرزن همسایه رو بشنوین كه می گه:مرض نوه من خوابه

زینش رو لمس كنین

حالا سوارش بشین

اولین ركاب رو بزنین

دومین سومین و ......

با هاش برونین شما الان دوچرخه مورد علاقتون رو دارین

از خونه پیرزنه دور شین حالا زنگ بزنین

سعی كنین تك چرخ بزنین كه مثلا جلب توجه كنین

خوردنتون به زمین رو احساس كنین

سریع برگردین خونه

حالتون گرفتس كه خوردین زمین

دم در خونه پیرزنه زنگ ممتد بزنین تا دلتون خنك شه

دوچرخه رو بزارین سر جاش

پیاده شین

چشماتون رو باز كنین

جدا چه حالی دارین؟

همین حال خوب رو داشته باشین

و این حال خوب رو پخش كنین

و برین سراغ كارهای روزمره خودتون

دو باره دیگه تو یه ساعت های دیگه انجام بدین

برای همه آرزوهاتون

من الان كه این كارو می كنم تازه می بینم چقدر آرزو دارم من

و مطمئنم كه همشون در راه رسیدن به من هستن

و در ضمن به خیلی هاشون رسیدم

اما منم یه علاءالدینم دیگه ....باز 1000 تا آرزوی دیگه اومده تو سرم

مهم اون احساس خوبه كه پخشش كنین

فقط این كار رو هر روز انجام بدین و برای همون چند لحظه خدا رو شكر كنین

اصلا یه لیست از آرزوهاتون تهیه كنین

و بعد از تمرین ها این جمله رو بگین:

خدایا ممنون و سپاسگذارم كه ....... را دارم ممنونم به خاطر داشتنش و واقعا احساس دارایی كنید

مطمئنم كه می آد

دوستان پست بعدی چند تا از تجربیات خودمه همراه با چند تا مطلب در پایان چند تا توصیه

اگه تكراریه ببخشین

سی دی راز رو حتما تهیه كنین

من گشتم از یه فروشگاه گیر اوردم كه قیمتش مناسبه

لینك خریدش در قسمت پیوند های روزانه سمت راست صفحه وب لاگ هستش

دوستان گلم مجله موفقیت حتما حتما بخونین

سمینار های استاد محمود معظمی

در پایان متن زیبایی رو كه استاد مشرقی فرستادن براتون می ذارم

تا شنبه خداحافظ ....در پناه حق...این متن رو بخونین

توصیف زیبای ملا صدرا





... خداوند بی‌نهایت است و لامکان وبی‌زمان



اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود



و به قدر نیاز تو فرود می‌آید



و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود



و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود



و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می‌شود...



پدر می‌شود یتیمان را و مادر



برادر می‌شود محتاجان برادری را



همسر می‌شود بی‌همسرماندگان را



طفل می‌شود عقیمان را



امید می‌شود ناامیدان را



راه می‌شود گمگشتگان را



نور می‌شود در تاریکی ماندگان را



شمشیر می‌شود رزمندگان را



عصا می‌شود پیران را



عشق می‌شود محتاجان به عشق را



...



خداوند همه چیز می‌شود همه کس را...



به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس



بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا



و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف



و زبان‌هایتان را از هر گفتار ناپاک



و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار...



و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها،ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!



چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه



بر سفره شما با کاسه‌ای خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند



در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند



و در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند...



مگر از زندگی چه می‌خواهید که در خدایی خدا یافت نمی‌شود ...؟





پنجشنبه 30 مهر 1388

هماهنگی اعمال و احساس

پنجشنبه 30 مهر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه این جهان را جذاب آفرید

سلام...سلام به همه دوستهان عزیز و خوبم

امیدوارم حالتون خوب و عالی باشه


با تشكر از همه شماهایی كه نظر گذاشتین،ای میل زدین و پیغام

گذاشتین


با تشكر از همه شماها مه از وبلاگ بازدید كردین


ویك تشكر ویژه از جناب آقای دكتر مشرقی،استاد بزرگ من،متنی رو

كه در نظرات لطف كردن فرستادن


براتون می ذارم حتما بخونینش وبهش عمل كنین


چون متنی كوتاه،جذاب و نشاط آور است وبعد میریم سر موضوع

اصلی امروز:هماهنگی احساس،عمل وزمان


کارهای نیک     این مطلب، نوشته‎ای کوتاه و در عین حال جذاب است

که دالایی لاما برای سال 2008 تنظیم کرده است. بخوانید و سرخوش

گردید.  خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش‎تر از یکی دو دقیقه وقت

نمی‎گیرد. این پیام را وانگذارید.  متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از

دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش

دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و

مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی نباشید و به این

حرفها دل ندهید. 1-  به خاطر داشته باش که  عشق‎های سترگ

ودستاوردهای عظیم، به خطر کردن‎ها و ریسک‎های بزرگ محتاج‎اند. 2-  

وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده. 3- این

سه میم را از همواره دنبال کن: * محبت و احترام به خود را * محبت به

همگان را * مسؤولیت‎پذیری در برابر کارهایی که کرده‎ای 4- به خاطر

داشته باش دست نیافتن به آنچه می‎جویی، گاه اقبالی بزرگ است. 5-

اگر می‎خواهی قواعد بازی  را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر. 6-

به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک،  ارتباطی بزرگ را از دست نده. 7- 

وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده‎ای، گام‎هایی را پیاپی برای

جبران  آن خطا بردار. 8-  بخشی از هر روز خود را به  تنهایی گذران. 9- 

چشمان خود را نسبت به  تغییرات بگشا، اما ارزش‎های خود را

به‎سادگی در برابر آنها فرومگذار. 10-  به خاطر داشته باش که گاه

سکوت بهترین پاسخ است. 11-  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش‎تر

عمر کردی، با یادآوری  زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی. 12- 

زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و

خانواده است. 13-  در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می‎کنی و از

او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه‎های

قدیم نگیر. 14-   دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه

جاودانگی است. 15-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش. 16- 

سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته‎ای. 17-  بدان که

بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم

سبقت گیرد. 18-  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی،

ببین چه چیز را از دست داده‎ای که چنین موفقیتی را به دست

آورده‎ای. 19-  در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.


دوستان من با توجه به مطالب قبلی فهمیدیم كه عنصر فكر واحساس

هر چیزی رو كه بخواهید برای شما می آره


آره اگه به قرض هایی كه دارین فكر كنین و احساس بد بكنین و

ناراحت بشین وعواقب اون كه هنوز


نیومده تو ذهنتون مجسم كنین مطمئن باشین قرض كه قرض  و

ناراحتی از قرض بیشتری براتون جمع می كنه


همین مثال رو بیاین شاخ و برگ بدیم


شما فرض كنین قانون جذب رو میدونین،استفاده از این قانون رو هم

بلدین


اما با خودتون می گین چرا بدهی های من تموم نمی شه؟میدونین

چرا؟


چون احساس صاف شدن بدهی رو پخش نمی كنین من نمی خوام تو

رویا زندگی كنین اما از 24 ساعت 1 ساعت رو اختصاص بدین به

زندگی ای كه دوست دارین


بقیه روز رو هم حالت نرمال زندگی رو پیش بگیرین


مطمئنا شما تمام روز رو به بدهیتون فكر نمی كنین


ساعاتی از شبانه روز كه بدهی به فكرتون می آد همون لحظات

چشم ها رو ببندین و این طور در نظر بگیرید و احساس كنید كه


همین الان این بدهی رو دادین،صاف كردین و راحت شدین


فكر رو به این سمت ببرین كه الان صاف شد،تموم شد و احساس

كنید،لذت این صاف شدن رو مزه مزه كنیدبعد یك ربع چشم ها رو باز

كنید


و به زندگی عادی برگردین باز تا فكر بدهی به ذهنتون اومد سریع

چشم بسته و .....


ما در دنیایی زندگی می كنیم كه زمان در اون دخالت داره


اما همین زمان هم در دست شماست


این شما هستین كه با خودتون می گین


او ه ه ه ه ه ه ه ه به دست اوردن 20000000 تومن چند سال طول می

كشه


یا میگین


بابا 2000 تومن هم پوله به دست اوردنش سه سوته


چه اتفاقی می افته؟؟؟



 2000 تومن سه سوته می آد و


20000000

 تومن چند ساله


می خوام این رو بدونین كه برای كائنات 2000000000 دلار با 20 ریال

هیچ فرقی نداره


كار و وظیفه كائنات بر آوردن آرزوهای شماست


این طور برنامه ریزی شده


این ما هستیم كه برای آرزوهامون زمان تعیین می كنیم


بله من نمی گم شما الان احساس كنید 20000000 دلار می

خواهید،بگین سه سوته به دست می آد  سه ثانیه دیگه بهتون

بدن...نه این طور نیست


اما وقتی بگین 200000000 تومن هم به راحتی 2000 تومن به دست

می آد و این احساس رو پخش ومزه مزه كنید


می بینید بعد چند روز یه فكر اقتصادی به ذهنتون می رسه كه می

بینید می تونید ماهی 2000000 در آمد به دست بیارین


و می بینید در عرض 6 ماه با حقوق ماهانه و سود پولتون حسابتون

شد 20000000


ولی اگه بگین نه نمیشه كائنات هم می گه باشه...نمی شه


چند تا توصیه و تمرین


توصیه1-كتاب موفقیت نا محدود در 20 روز...نویسنده:آنتونی رابینز


توصیه 2_مجله موفقیت


توصیه 3-سی دی فیلم راز كه لینك خرید پستی این سی دی در

قسمت پیوندهای روزانه در سمت چپ وب لاگ هست كه می تونید روش كلیك

كنید


بخرید مامور پست براتون می آره درب منزل بعد شما هزیته ای سی

دی رو پرداخت كنید


چون من این موفقیت ها رو از این مجموعه ها كسب كردم و دارم به

شما آموزش می دم


مطمئنا اگه شما همراه با این وب لاگ این مراجع رو داشته باشید بهتر

می تونید زندگی كنید


تمرین ها


تمرین 1-صبح كه از خواب بیدار می شین سپاس گذاری كنین از خدا به

خاطر این كه چشم باز كردین،زیبایی رو میبینین


و می خواهید یك روز خوب رو داشته باشید لبخند به لب بیارین و به

آرامش به یك روز خوب فكر كنین


تمرین2-همین الان كه خوندن وب لاگ رو تموم كردین یك كاغذ فلم

بردارین و لیست تمامی چیزهایی رو كه دارین وبه خاطر او ن ها باید


از خدا سپاس گذار باشین بنویسین كثلا

سلامتی،خانوتده،دوست،كامپیوتر،خونه،رختخواب،عقل،موقعیت

تحصیل و.... من برای خودم درست كردك


شما هم این كار رو بكنین همه چیز رو بنویسین مطمئن باشین از 100

مورد هم بیشتر می شه...می بینید چقدر ثروتمند هستید؟


تمرین 3-لیست افراد،مكان ها،آهنگ ها و چیزهایی كه باعث شادی

شما می شه رو بنویسید و هنگامی كه احساس بدی دارین سریع


اون لیست رو نگاه كنید به اولین گزینه فكر كنین اگر آرومتون نكرد

دومی،سومی....بالاخره یك گزینه پیدا می شه كه 100% شما رو

آروم كنه توفكرش غرق بشین و احساس شادی كنید تا

شكستی،ناراحتی ای و ... به سراغتون اومد به سراغ این لیست برین

و روی اون تمركز كنین


با تشكر


موضوع بحث بعدی:چگونگی رسیدن به آرزوها


خدا نگهدار شاد باشید




جمعه 24 مهر 1388

احساس

جمعه 24 مهر 1388

نوع مطلب :

به نام خدایی كه دنیا را این گونه آرام آفرید






سلام...سلام به همه دوستان عزیزامیدوارم در هر جای هستین خوب و سلا مت و

شاد باشید

مطالب پست قبلی رو خوندین؟تمرین كردین؟عمل كردین؟

امیدوارم تمرین كرده باشین و قانون جذب رو هضم كرده باشین

همون طور كه قرار بود امروز قراره در مورد نقش احساس در قانون جذب صحبت كنیم

ابتدا می خوام یك كم در مورد احساس صحبت كنیم.همه ما در اصطلاح از لفظ

احساس استفاده می كنیم

اما در واقع احساس چیه؟احساس چه كاری می كنه؟

امروز با قدرت احساس آشنا می شیم

احساس در واقع یك واكنش روحی است

حالا این واكنش در عمل چه كارایی داره؟

ببینید در هر روز هزاران اتفاق برای ما می افته و هزاران حال مختلف به ما می ده

یك طلبكار می آد با بد دهنی می خواد طلبش رو بگیره این ما رو ناراحت می كنه

یه پسر بچه كوچیك رو می بینیم كه تازه راه رفتن یاد گرفته و با ذوق داره تو پارك راه

میره این صحنه ما رو خوشحال می كنه

احساس در واقع اون حالیه كه ما در برخورد با صحنه ها و اتفاق ها پیدا می كنیم

حوب و بد بودنش رو ما بهش نسبت می دیم مثلا

می تونیم همون بچه ای رو كه داره در جلوی ما راه می ره با عجله بزنیمش كنار و

بگیم:

((اه اه اه چه بچه لوسیه، بابا مامانشم كه دارن به این لوس بازیا افتخار می كنن))

حالا یه حالت دیگه

وقتی داره اون بچه جلوی ما راه می ره و راه رفتن ما رو دچار اشكال كرده

دست به سرش بكشیم،بغلش كنیم بوسش كنیم بگیم:

((به به چه آقا پسره خوشگلی))

بزاریمش كنار و راهمون رو بریم

بغل كردن،ناز كردن،بوسیدن و مهربونی كردن به ما حال خوب می ده

می بینید یك اتفاق مشترك و دو برخورد متفاوت و ما با این دو برخورد ما به خودمون

حال خوب یا بد میدیم كه چه خال خوب یا بد به خودمون بدیم رفتار های بعدی ما رو

تحت الشعاع قرار می ده و اینجاست كه می آییم

و احساس رو به دو نوع خوب و بد تقسیم می كنیم

احساس خوب مثل همون بوسیدن،مهربونی كردن،امید داشتن و ...به ما حال خوب

می ده

و احساس بد مثل عصبانیت،ناامیدی،احساس گناه و ... به ما حال بد می ده

احساس در واقع مثل یك ضبط صوت می مونه

اگه سیدی شاد بزاریم شادی پخش می كنه و اگر سی دی غمگین بزاریم غم پخش

می كنه و این شادی و غم

هر كدومشون چو و فضا رو عوض می كنن

سی دی شاد با خودش خنده می آره10 دقیقه بعدش یهو با خودش قر كمر هم می

آره یه دفعه می بینی 10 نفر دارن با هم می رقصن و می خندن

حالا سی دی غمگین فضا رو ساكت می كنه،اخم می آره،اشك می آره و یه دفعه

میبینی 10 نفر تو چمع هستند

یكی سرش رو روی زانو هاش گذاشته،یكی داره سیگار می كشه ، یكی داره آروم

اشك می ریزه

پس این احساس هست كه چیزهای مشابه رو جذب می كنه

خوب پس همین جا نتیجه گیری این پست:

ما باید اول چیزی رو كه می خواهیم بهش فكر كنیم مثلا:

تو دانشگاه صنعتی شریف تو دوره كارشناسی ارشدی كه دوست داشتیم قبول

شدیم و روی این فكر تمركز كنیم

شاخ و برچش بدیم سر در شریف رو به ذهن بیاریم حالا با این افكار سیگنال ها رو در

فركانس خاص خودش پخش می كنیم

حالا نوبت اینه كه خودمون رو تو شریف ببینیم حالا نوبت احساسه اگر الان واقعا در

شریف بودم چه احساسی داشتم از دیدن هم كلاسی خودمچقدر لذت می بردم


آخ جون اینترنت وایرلس رایگان،اوه چه كتابخونه ای


wow
 خانم یا آقایی كه نظر منو جلب كرده هر روز دارم میبینمش

و احساس كنید تو این شرایط هستین واین احساس لذت رو مزه مزه كنید...می دونید

چی میشه؟

كائنات این فكر و احساس رو دریافت می كنه و به اون پاسخ مثبت می ده هر چیزی

رو كه دوست دارید تصور كنید حتی

اگر الان وجود خارجی نداره ...احساس كنید،لمس كنید،مزه مزه كنید،بشنوید و منتظر

پاسخ باشید


"احساسات بركاتی هستند كه از طریق آنها می توانیم به افكارمان پی می بریم"   

باب دویل

"تركیب اندیشه و عشق هست كه نیروی مقاومت نا پذیر قانون جذب را به صورت

خارجی می بخشد"

چارلز هانل

امیدوارم از این پست هم استفاده كنید عزیزان من

خوشبختی در دستان شماست

فقط كافیست دستان خود را باز كنید تا شما را فرا گیرد


در پست بعدی راجع به سمت و سوی احساس و اعمال شما و در مورد زمان بحث

می كنیم

پس تا پست بعدی خدانگهدار




  • کل صفحات: 2
  • 1  
  • 2